سلوک علوی – جلسه اول

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم

هدیه به روح همه شهیدان و اموات و حق دارانمان، پدر و مادرهایی که از این جمع به رحمت خدا رفتند، صلواتی مرحمت بفرمایید؛ خداوند ان‎شاءالله روز به روز، به انس و الفت همه مؤمنان، محبّین اهل البیت علیه السلام و همه مسلمانان بیافزاید؛ و به این وسیله دشمنان را مأیوس و نا‌امید کند، صلوات دوم را بلندتر مرحمت بفرمایید.
تبریک عرض می‎کنم ایام ولادت نبی مکرم، پیامبر رحمت صلی الله علیه و آلهو آقا امام جعفر صادق علیه السلام را، محضر مولامان امام زمان (عج الله تعالی فرجه الشریف) و شما عزیزان.

ویژگی های پیامبر اکرم از زبان امیر المومنین علیه السلام
ما در هر نماز در اذان و اقامه، در تشهد و … بایستی متوجه به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم باشیم؛ چرا؟ یک دلیلش این است که پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم الگوست. یک دلیل دیگرش این است که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم آن نقطه اشتراک همه مسلمانان است. مایه وحدت است. پیداست که خواستند مسلمان‎ها دور هم جمع بشوند، الفت داشته باشند، تا بتوانند با یکدیگر گفتگو کنند و این مشترکات را وسیله نزدیکی قرار دهند، نه وسیله افتراق. اول باید از مشترکات شروع کرد، از محکمات شروع کرد.
حالا در این هفته و هفته آینده که قبل و بعد از ولادت نورانی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم است، می‎خواهم به مقدار فرصت، بخش‎هایی را از نهج‎البلاغه که امیرالمؤمنین علیه السلام از زندگی پیامبر صلی الله علیه و آلهبرای ما گفتند، گفتگو کنیم و به آن توجه کنیم.
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم الگوی نیکو
خدای متعال در قرآن پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را به عنوان الگو مطرح کرده است. همچنین امیرالمؤمنین هم پیامبر را به عنوان الگو مطرح می‏کنند. خداوند در قرآن می‎فرماید «لَقَدْ کَانَ لَکُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَهٌ حَسَنَهٌ» ، می‎فرماید پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم اسوه حسنه است. الگوست. قرآن، نه تنها پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم ، بلکه همه انبیاء را به عنوان الگو مطرح می‎کند. خداوند حضرت ابراهیم صلی الله علیه و علی نبیّنا و آله را به عنوان الگو مطرح می‌کند. اما در مورد الگو بودن می‎فرماید «لِّمَن کَانَ یَرْجُو اللَّهَ وَالْیَوْمَ الْآخِرَ وَذَکَرَ اللَّهَ کَثِیرًا» یعنی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم برای همه الگو نیست، برای کسانی الگوست که امیدشان به خداست، امیدشان به روز قیامت است و زیاد یاد خدا هستند. یعنی اگر کسی مسأله مبدأ و معاد را برای خودش حل نکرده باشد، پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به درد او نمی‎خورد. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم مزاحم زندگی آدم‎هایی است به مبدأ و معاد توجه ندارند، امید ندارند. نمی‎خواهند به خدا نزدیک بشوند. همّتشان بلند نیست. نمی‎خواهند آخرت خوبی داشته باشند. باور ندارند یا نمی‎خواهند. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم برای این‏ها الگو نیست، بلکه پیامبر برای چنین آدم‎هایی مایه افسردگی می‎شود.
امشب جایی صحبت می‎کردم، گفتم به ما در فرهنگ اهل البیت علیه السلام می‎گویند: «زیاد به یاد مرگ باشید» و بعضی‌ها می‎گویند: «یاد مرگ را نگویید؛ مردم را افسرده می‏کنید!» گفتم: «چه کسانی را یاد مرگ افسرده می‏کند؟ عیاش‎ها؟ ظالمان؟ مستکبران؟ خب بهتر! ما وظیفه‎‎مان نیست آن‎ها را شاداب نگه داریم.»
نظام اسلامی نباید مستکبران و عیاش‎ها را شاداب نگه دارد. باید مستضعفان و مومنین را شاداب و با نشاط نگه دارد. چون وقتی طرف شاداب است با آن روش خودش بهتر عمل می‎کند و بهتر ادامه می‎دهد. اگر مستکبر، اگر ظالم، اگر کسی هست که هدفش ترویج فساد است، باید نشاط را از او گرفت؛ نه اینکه نشاطش را حفظ کرد. با یاد مرگ نشاط مستکبران را می‏گیریم. عیب ندارد؛ بگذار آن‏ها افسرده بشوند؛ ولی مومنین با یاد مرگ، نشاط پیدا می‏کنند. امید پیدا می‏کنند. شاداب می‏شوند.
ببینید قرآن می‏گوید پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم الگوست ولی «لِّمَن کَانَ یَرْجُو اللَّهَ وَالْیَوْمَ الْآخِرَ وَذَکَرَ اللَّهَ کَثِیرًا» و این برای ما طلبه‎ها خیلی مهم است. خیلی اهمیت دارد. چرا؟ که بدانی باید از ریشه‎ها شروع کنیم. از زیربناها شروع کنیم. تا کسی با پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هم هدف نشده، حالت‎هایش، آرزوهایش و افکارش، با پیامبر یکی نشده. شما هرچه از سیره پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بگویید و بگویید این سنت و دستور پیامبر است، فایده‎ای ندارد.
این آدم‎های زمان حیات مرحوم امام راحل … آن زمان که سریال «اوشین» پخش می‎شد و هم زمان شده بود با سالروز ولادت حضرت زهرا سلام الله علیها و هفته زن – می‎دانید که هفته زن هم موقعیتی و بهانه‌ای است برای تضعیف مقام واقعی زن، و تحقیر آن زنی که اسلام می‎گوید! یعنی بعضی‎ها با زیرکی تمام کار خودشان را می‏کنند.- آن وقت رادیو مصاحبه می‏کرد، در مورد اینکه می‏خواست بیان کند حضرت زهرا سلام الله علیها الگو هستند؛ با یک خانمی مصاحبه کرد. گفت: «الگوی من اوشین است. حضرت زهرا سلام الله علیها که خب دوره‎اش گذشته است!» این را رادیو پخش کرد. امام رحمه الله ناراحت شدند و دستور توبیخ دادند. خب، حالا پخش آن درست نبود، ولی آن زن راست می‏گوید، الگویش اوشین است نه حضرت زهرا سلام الله علیها چون آن کسی که بهشت را نمی‎خواهد، کسی که خدا را نمی‎خواهد، راست می‎گوید حضرت زهرا سلام الله علیها برایش الگو نیست. کسی که فکر کرده که دنیا فقط یک طویله‎ای است و آمده تا بیاید و بخورد و بخوابد و خوش بگذراند و برود، راست می‏گوید حضرت زهرا سلام الله علیها برای چنین فردی الگو نیست. این نکته مهمی است؛ این نکته اول.
لذا امیرالمؤمنین علیه السلام می‏فرماید «وَ لَقَدْ کَانَ فِی رَسُولِ اللَّهِ ص کَافٍ لَکَ فِی الْأُسْوَهِ» می‎فرماید پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم برای اسوه بودن کفایت می‏کند.
یعنی اولاً انسان نیاز به الگو دارد. اصلا دین کامل دینی است که، از دو جهت کامل است، یک جهتش این است که همه نیازهای ما را برآورده می‏کند و جهت دیگرش این است که نمونه‏های عملی و عینی هم ارائه می‏کند. فقط نمی‏گوید راه این است، بلکه کسانی را که رفتند روی قله، به انسان نشان می‏دهد. یعنی در مکتب تربیتی اسلام فراوان نمونه‎های پرورش یافته و تربیت شده که با همین دستورات و با همین قانون‎ها – البته دستوراتی که زیربنایش معرفت است، که آن زیربناها شکل گرفته باشد- پیدا می شود که واقعا هم رشد پیدا کردند. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به عنوان الگوست و می‏گوید «کفایت می‏کند»؛

کفایت می‏کند یعنی چه؟ یعنی دنبال مکاتب دیگر نرو. این دین، دین کاملی است. نیاز به الگوی دیگری از مکتب دیگر، نداری. کمال دین یعنی همین؛ در هر زمینه‎ای که مربوط به نیازهای اساسی بشر است، مربوط به سعادت بشر است، در سبک زندگی‎اش، در هر زمینه‏ای پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم الگو است. افکارت را می‏خواهی اصلاح کنی، پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم شاخص خوبی است. حالات دلت را می‎خواهی اصلاح کنی، پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم شاخص خوبی است. سبک زندگی‎ات را می‎خواهی اصلاح کنی، پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم شاخص خوبی است. ما نیاز نداریم از دیگران چیزی بگیریم.
خب اسلام اولا می‏آید زیربناهای فکری آدم‎ها را درست می‏کند بعد هم نسبت به شخص پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم اعتمادسازی می‏کند. می‏گوید « قُلْ إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُکُمْ» پیامبر بشر است و چون بشر است می‎شود به او اقتدا کرد و او را به عنوان الگو انتخاب کرد. اگر بشر نبود که فایده نداشت؛ بعد می‎گوید خدا او را برگزیده است. خدا او را تقویت کرده است. امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را که از شیر گرفتند خداوند، بزرگ‏ترین فرشته را مامور پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم کرده بود. شب و روز همراه پیامبر بود. فرمود پیامبر صلی الله علیه و آله، میلادش کریم است، ولادتش پاک است، اجدادش پاک است. یعنی هیچ نقطه تاریک در زندگی پیامبر نیست، «وَ ما یَنْطِقُ عَنِ الْهَوى‏ إِنْ هُوَ إِلاَّ وَحْیٌ یُوحى» ‏وحی هم که به پیامبر داده شده، فراموش نمی‏کند. «سَنُقْرِئُکَ فَلا تَنْسی» نگران نباشید، یعنی اعتمادسازی کرده نسبت به شخصیت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم که هیچ عیبی ندارد. امیرالمؤمنین علیه السلام در یک خطبه‎ای فرمود «اخْتَارَهُ مِنْ شَجَرَهِ الْأَنْبِیَاءِ» خداوند پیامبر را از درخت انبیاء انتخاب کرد، از مصابیح الظلمه، از چراغ‏های دوران تاریکی، ینابیع الحکمه، خب این در مورد اعتمادسازی.
حالا بنابر‌این باید پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را الگو قرار داد و ما باید امشب و این ایام و همیشه فکر کنیم، ببینیم با این شاخص چقدر فاصله داریم؟ و علت این فاصله چه چیزی است،

ana_madinatolElm
رفتار پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم مایه مذمت دنیا
امیر مومنان در ادامه خطبه فرمود «وَ دَلِیلٌ لَکَ عَلَى ذَمِّ الدُّنْیَا وَ عَیْبِهَا» ، وجود پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم دلالت می‎کند که دنیا مذموم است. دنیا معیوب است. یعنی چه دنیا مذموم است؟ و یعنی چه وجود پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم دلالت می‏کند بر اینکه دنیا مذموم است؟
اولا پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم گل سرسبد عالم خلقت است. عقل کل است. مقرب‎ترین فرد است. بهترین است. خب چنین فردی که مقرب درگاه خداست، بهترین است، عقل کل است، او این دنیا را مذمت کرده. وقتی هم می‏گویند دنیا مذمت شده، دنیای نکوهیده شده، یعنی آن دنیایی که ما را از آخرت باز بدارد، این دنیا می‏شود مذموم. دنیا وقتی محبوب ما شد، و ما محبت شدیدی نسبت به آن پیدا کردیم، می‏شود مذموم. دنیا وقتی برای ما فریبنده شد می‏شود مذموم و الا اگر دنیا محل رشد ما باشد، مذموم نیست. زندگی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم دلالت می‎کند که از نظر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم این دنیا مذموم است. حتی حلالش از آن جهت که کم است مذموم است. «فَما مَتاعُ الْحَیاهِ الدُّنْیا فِی الْآخِرَهِ إِلاَّ قَلیل» دنیا کم است. بعد هم می‏گوید معیوب است. معیوب یعنی چه؟ یعنی آقا اینجا کسی نمی‏تواند خوش بگذراند. با مواهب دنیا نمی‏شود خوش بگذرانی. اینجا مواهب دنیا شیرینی و تلخی‎اش با هم قاطی است. یک ذره از شیرینی‎ها می‎چشانند تا بعد بگویند بیا ببین آن عالم دیگر چه خبر است. کما اینکه اینجا سختی‎‏ها و رنج‏ها و تلخی‏هایش خالص نیست، یک ذره از سختی‎ها می‏چشانند می‏گویند حالا بفهم جهنم چه خبر است. فرمود وجود پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم دلالت می‏کند که این دنیا معیوب است. چرا؟ چون پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم با تمام عظمتش فرمود «إِذْ قُبِضَتْ عَنْهُ أَطْرَافُهَا» ، پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نسبت به دنیا بی‌اعتنا بود. غصه پول را نمی‎خورد، اعتنایی نداشت. دغدغه اصلی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم امکانات و معاش و گذران زندگی و این‎ها نبود؛ نه‌اینکه به این‌ها کلاً بی اعتنا بود، به معنای ترک دنیا، نه؛ ولی دغدغه اصلی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم این نبود. خب او که عقل‌کل است. او که مقرب‎ترین فرد درگاه خداست. او که از همه بهتر می‏فهمد. خب او اگر بی اعتنا است. باید بدانیم این آش دهان سوزی نیست.
بعد فرمود که «وَ کَثْرَهِ مَخَازِیهَا وَ مَسَاوِیهَا» دنیا در آن مساوی زیاد است. مخازی زیاد است. یعنی عامل رسوایی‎ها فراوان است. خیلی‎ها به خاطر دنیا ته چاه رفتند. خیلی‎ها به خاطر محبت دنیا گرفتار شدند، آلوده شدند، بدبخت شدند، امیرالمؤمنین علیه السلام در نامه ۳۱ نهج‎البلاغه می فرماید «این دنیا خودش پرده برداشته از روی خودش، خبر داده از مرگش، خودش گفته مشکلاتش را، خودش گفته عیوبش را، و هرکسی در زندگی‎اش این تجربه را دارد، هرکسی متوجه می‏شود که اینجا، اینچنین نیست که ما راحت باشیم، خوش باشیم، اصلا انسان با رنج عجین است.» «لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ فِی کَبَدٍ» انسان در رنج آفریده شده است. «یَا أَیُّهَا الْإِنسَانُ إِنَّکَ کَادِحٌ إِلَى رَبِّکَ کَدْحًا فَمُلَاقِیهِ» می‏گوید ای انسان، تو داری با رنج می‏روی.
امیرالمؤمنین علیه السلام در ابتدای نامه ۳۱ نهج‏البلاغه به آقا امام حسن مجتبی علیه السلام فرمود: تو قَرِینِ الْأَحْزَانِ هستی؛ یعنی به غصه‎ها نزدیکی حَلِیفِ الْهُمُوم هستی؛ یعنی از دغدغه جدا نمی‏شوی؛ فرق مؤمن و کافر این است که خدا به مؤمنین یاد می‏دهد که چگونه از رنج‎هایشان لذت ببرند. می‏گوید: برای چیزهای بچگانه غصه نخور! ان‎شاءالله به آن درجه برسیم که غصه دنیا را نخوریم که از جیبمان می‏رود. چون با غصه که مشکل حل نمی‎شود. همچنان که حضرت زینب سلام الله علیها فرمود «رَأَیْتُ إِلَّا جَمِیلًا» هم غصه‎ها را کنترل می‎کند و هم سطح غصه‎ها را می‏آورد بالا، و الا آدمی را پیدا نمی‎کنیم که غصه نداشته باشد و این چقدر هنر است که ما از طرفی در مشکلات، به امید آینده زندگی کنیم «سَیَجْعَلُ اللَّهُ بَعْدَ عُسْریُسْرًا» خدا نمی‎گذارد در سختی‎ها بمانیم. از طرفی هم «إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْرًا» در کنار این سختی‎ها برای مؤمنین یک یسری یک لذت و آرامشی است.
بعد فرمود «وَ فُطِمَ عَنْ رَضَاعِهَا» پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از پستان دنیا جدا شد. یعنی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم روحش با دنیا تغذیه نمی‎شود. ما پول گیرمان می‎آید خوشحال می‎شویم، به خواسته‎های دنیوی‎مان می‏رسیم. یعنی لذتمان، نشاطمان، شادابی‎مان با این‎ است.
می‏گوید پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم سطحش از این بالاتر بود. «وَ زُوِیَ عَنْ زَخَارِفِهَا» زخارف دنیا از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم دور شد. یا پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را از زخارف دنیا دور کردند. اینکه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم یک زندگی ساده‌ای داشته، این ساده زیستی ایشان یک زهد اختیاری و انتخابی بوده است. در همین خطبه داریم که فرمود «عُرِضَتْ عَلَیْهِ الدُّنْیَا» عرضه شد بر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم دنیا، گفت: نمی‎خواهم.
امیرالمؤمنین علیه السلام در نامه ۴۵ فرمود: «وَ لَوْ شِئْتُ لَاهْتَدَیْتُ الطَّرِیقَ إِلَى مُصَفَّى هَذَا الْعَسَلِ» ، اگر من زندگی ساده دارم فکر نکنید مجبور هستم، این یک انتخاب است. اگر کسی مجبور باشد ارزش متعالی ندارد. البته عقل می‏گوید ساده‎تر زندگی کن تا از این بحران‎ها عبور کنی. عقل معاش می‏‎گوید ساده زندگی کن. اگر دنیایت را می‏خواهی برای عبود از بحران‎ها باید اسراف نکنی، باید ساده زندگی کنی، ولی وقتی که انسان وضع مالی‎اش خوب می‏شود، آنجا چه دلیلی دارد که ساده زندگی کند؟
امیرالمؤمنین علیه السلام می‏گوید من اگر می‏خواستم، بهترین عسل، بهترین نان، بهترین غذا گیرم می‎آمد، و در ادامه می گوید «وَ لَکِنْ هَیْهَاتَ أَنْ یَغْلِبَنِی هَوَایَ» اما خیلی بعید است که هوس علی علیه السلام بر علی غلبه کند. هوس را خدا داده اما اینکه ما مغلوب هوس باشیم یا نه، عقل غالب بر هوس باشد، این دست انسان است. اینکه می‏گوید که دنیا از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم گرفته شد، -این را دقت بکنید- یک جبری نبوده است. یک انتخاب بوده.
بعد فرمود «وُطِّئَتْ لِغَیْرِهِ أَکْنَافُهَا» برای غیر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فراهم شد اکناف دنیا. یعنی کسانی که پشت می‏کنند به خدا، برایشان امکانات فراهم می‎شود، چون چیز ارزشمندی نیست، به آن‎ها داده می‏شود. حتی از این حدی هم که دارند می‏شد بیشتر داشته باشند! چون ارزشی ندارد. نمونه‎هایی است. خدای متعال به قارون داد. به قارون خدا گنج‎هایی داد که بعد کلید آن گنج‏ها را مردان قوی حمل می‎کردند. عده مؤمنینی که سطح فکریشان پایین بود، بی معرفت بودند، وقتی قارون را دیدند گفتند «یَا لَیْتَ لَنَا مِثْلَ مَا أُوتِیَ قَارُونُ» ای کاش مال ما بود. بعد که او گرفتار عذاب شد، آن موقع فهمیدند و عبرت گرفتند.
همچنین فرمود «وَ لَوْ لا أَنْ یَکُونَ النَّاسُ أُمَّهً واحِدَهً لَجَعَلْنا لِمَنْ یَکْفُرُ بِالرَّحْمنِ لِبُیُوتِهِمْ سُقُفاً مِنْ فِضَّهٍ وَ مَعارِجَ عَلَیْها یَظْهَرُون» اگر همه مردم به تردید و شک نمی‏افتادند، ما برای کفار اینقدر امکان می‎دادیم که سقف خانه‎هایشان از نقره باشد، «وَ لِبُیُوتِهِمْ أَبْواباً وَ سُرُراً عَلَیْها یَتَّکِؤُن» آنقدر خانه‎هایشان بزرگ باشد درهایی داشته باشد، تخت‎هایی داشته باشد، «وَ زُخْرُفاً وَ إِنْ کُلُّ ذلِکَ لَمَّا مَتاعُ الْحَیاهِ الدُّنْیا» اگر خدا برای کفار آنچنان که می‎خواهد فراهم نمی‏کند، برای این است که می‏گویند مؤمنین ضعیف‎‌الایمانی هستند، برایشان شبهه پیش می‎آید و الا آش دهان سوزی نیست. ما الآن وقتی در خانه‎مان بچه‏ هست اسباب‎بازی را جلوی بچه می‎گذاریم. بزرگ‎ترها را هم پذیرایی می‎کنیم. اما برای بزرگ‎ترها اسباب‎بازی نمی‎آوریم. هرکسی متناسب با شأنیش پذیرایی می‎شود. اگر کسی معرفت پیدا کرد، نوع پذیرایی خداوند متفاوت میشود. این‎ها بحث‎های مهمی است. که مسائل سیاسی ما را، مسائل خانواده ما را، مسائل اجتماعی ما را، همه چیز را تحت تأثیر خودش قرار می‎دهد. طلاق‌های ما را، خودکشی‌های ما را، افسردگی‌های ما را تحت تأثیر قرار می‌دهد. علت خودکشی‌ها چیست؟ علت افسردگی‌ها چیست؟ این است که آدم‌ها می‎گویند ما نداریم. اگر بفهمند که چیز بی‎ارزشی است، غصه این چیزها را نمی‌خورند.
بعد امیرالمؤمنین علیه السلام می‎‌فرماید «وَ إِنْ شِئْتَ ثَنَّیْتُ بِمُوسَى کَلِیمِ اللَّهِ» می‎گویند اگر می‎خواهید یک مثال دومی بزنم از حضرت موسی کلیم الله (صلی الله علیه و علی نبینا و آله). حضرت امیر علیه السلام اشاره می‎کند به آن جمله حضرت موسی (صلی الله علیه و علی نبینا و آله) در شهر مدین، وقتی که به دختران شعیب کمک کرد، قرآن می‎گوید آمد در سایه ایستاد گفت «رَبِّ إِنِّی لِما أَنْزَلْتَ إِلَیَّ مِنْ خَیْرٍ فَقیر» خدایا من محتاج خیری هستم که برایم بفرستی.
امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود «وَ اللَّهِ مَا سَأَلَهُ إِلَّا خُبْزاً یَأْکُلُهُ» موسی یک قرص نان می‎خواست. دربه‌در بود. در این شهر، فقیر بود. گرسنه بود. در این مسیری که از مصر فرار کرده بود، آمده بود مدین. امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود آنقدر علف خورده بود که گوشت‌هایش آن انسجامش را از دست داده بود و اگر به شکمش نگاه می‎کردی، آن علف‌ها دیده می‎شد. فقط گفت خدایا من محتاج یک قرص نان هستم که برایم بفرستی. این یعنی اولیاء خدا، اینقدر ارزشمند است. این مثال دوم. و این نکته قشنگی هم هست که از نظر قرآن نان و پول خیر است. یعنی می‎شود معاش را وسیله‎ای برای معاد قرار داد. پول تولید کردن و ثروت تولید کردن و کار کردن، این‎ها ارزش است.

یک روزی از این رفتگرهای محترم را دیدم، رفتم با او خوش و بش کردم بعد به او گفتم «می‎دانی خدا می‎گوید الْکَادُّ عَلَى عِیَالِهِ کَالْمُجَاهِدِ فِی سَبِیلِ اللَّه‏؟ اگر کسی با مشقت، با زحمت نان حلال به دست بیاورد، مثل کسی است که در راه خدا دارد جهاد می‎کند و می‎جنگد.» این را اشتباه نگیریم… .
به هرحال؛ بعد می‎گوید اگر می‎خواهی یک مثال دیگر برایت بزنم، مثال سوم، از حضرت داوود (صلی الله علیه و علی نبینا و آله) صاحب المزامیر ، داوود (صلی الله علیه و علی نبینا و آله) که قرآن گفته «أَلَنَّا لَهُ الْحَدِیدَ» برایش آهن را نرم کردیم. علتش هم این است که حضرت داوود (صلی الله علیه و علی نبینا و آله) گریه می‎کرد و می‎گفت خدایا من دوست ندارم از بیت‌المال ارتزاق کنم. و خداوند آهن را برایش نرم کرد که زره ببافد. این زره را که می‎بافت، به یکی از اطرافیانش می‎گفت چه کسی می‎رود این را برای من بفروشد، بعد آن را که می‌فروختند، می‌رفت یک قرص نان تهیه می‎کرد. این‎ها اولیاء خدا هستند. اگر کسی در زندگی‎اش مشکل هست غصه نخورد… .
بعد فرمود اگر می‎خواهی در مورد حضرت عیسی (صلی الله علیه و علی نبینا و آله) بگویم، عیسی بن مریم (صلی الله علیه و علی نبینا و آله) «فَلَقَدْ کَانَ‏ یَتَوَسَّدُ الْحَجَرَ»؛ می‌دانید که حضرت عیسی (صلی الله علیه و علی نبینا و آله) یک جای ثابتی نداشتند. از این طرف به آن طرف می‎رفتند. ماموریتشان در مکان‎های متنوعی بود. به همین دلیل این نکات را حضرت اینجا می‌گویند. فرمود بالشتش سنگ بود. وَ «یَلْبَسُ الْخَشِنَ» لباس‎هایش، لباس‎های بدن نوازی نبود. «وَ یَأْکُلُ الْجَشِبَ» غذاهای ناگواری می‎خورد. آن نوع غذا اصلاً از گلوی ماها پایین نمی‎رفت! خورشتش گرسنگی بود. یعنی زیاد گرسنه بود. چراغش در شب نور ماه بود. سایبانش در زمستان مشارق الارض ومغاربها بود. یعنی مکان‎های مختلف می‎رفت. میوه و سبزی او از همان چیزی بود که زمین برای حیوانات می‎رویاند. همسری هم نداشت که او را به فتنه بیندازد. بچه‎ای هم نداشته که او را غمگین کند. مالی نداشت که او را به خود متوجه کند. طمعی نداشت که او را ذلیل بکند.
ببینید اسلام ثروت را تحقیر می‎کند که اگر نداشتی نگران نباشی، آرام باشی. یعنی اینجوری زندگی شیرین‎تر می‎شود. اینطور شادی بیش‎تر محقق می‎شود، می‎خواهی کار کنی درست کار کن. بدون غصه، بدون نگرانی.
می فرماید«دَابَّتُهُ رِجْلَاهُ» مرکب هم نداشت. مرکب او دو پایش بود. «وَ خَادِمُهُ یَدَاه‏» این هم از حضرت عیسی(صلی الله علیه و علی نبینا و آله).
در یک خطبه دیگر امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود انبیاء (صلوات الله علیهم اجمعین) همه مستضعفین بودند! این هم علت دارد. علتش این است که خدا خواسته جاذبه وجود انبیاء (صلوات الله علیهم اجمعین) جاذبه مادی نباشد. آدم‎های پولکی دور انبیاء (صلوات الله علیهم اجمعین) جمع نشوند. همچنین آدم‎های ترسو هم دور انبیاء (صلوات الله علیهم اجمعین) جمع نشوند. امیرالمؤمنین علیه السلام می‎فرمایند «اگر خدا می‏خواست به انبیاء (صلوات الله علیهم اجمعین) معدن‎های طلا می‎داد و حیوان‎های وحشی در اختیارشان قرار می‎داد؛ ولی این کار را نکرد.» برای چه؟ برای اینکه آدم‎های خالص دور و بر انبیاء (صلوات الله علیهم اجمعین) جمع بشوند. این هم نکته خیلی مهمی است که ایمان خالصش ارزش دارد. پس خداوند به انبیاء (صلوات الله علیهم اجمعین) چه داده؟ فرمود «وَ لَکِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ جَعَلَ رُسُلَهُ أُولِی قُوَّهٍ فِی عَزَائِمِهِمْ» خدا به انبیاء (صلوات الله علیهم اجمعین) اراده‎های قوی داد. بزرگ‎ترین سرمایه انسان اراده قوی است. اراده‎های پولادین.
بعد این مقدمات، حضرت می‌گویند «فَتَأَسَّ بِنَبِیِّکَ الْأَطْیَبِ الْأَطْهَرِ» البته در انبیاء (صلوات الله علیهم اجمعین) ، حضرت سلیمان استثناء شد. یعنی به او ثروت ویژه و امکانات ویژه داده شد. پس فرمود تاسی کن و اسوه قرار بده… «فَإِنَّ فِیهِ أُسْوَهً لِمَنْ تَأَسَّى» اگر کسی الگو می‎خواهد، پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم الگوی خوبی است.
وجود پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم مایه دلداری است.
«وَ عَزَاءً لِمَنْ تَعَزَّى» «عزاء» این دوتا معنا شده؛ یک معنا، انتساب است. یعنی اگر کسی دنبال نسبت خوبی است، بعضی‌ها هستند از خانواده‌های گمنام هستند -مثلا فرض کنید یک کسی پدر و مادرش بی دین هستند، بعد مسلمان می‎شود، خب قبیله‌ای ندارد که مسلمان باشند، پدر و مادری ندارد که مسلمان باشند- این دلش را باید به چه خوش کند؟ به که بنازد؟ فرمود «أَنَا وَ عَلِیٌّ أَبَوَا هَذِهِ الْأُمَّهِ» پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم پدر این امت است. هرکسی می‎تواند بگوید پدر من پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم است. پدر من علی است. بهترین انتساب. «وَ عَزَاءً لِمَنْ تَعَزَّى» هیچکس غصه نخورد، به همین دلیل قرآن می فرماید «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَهٌ» به همین دلیل هم گفتند می‎توانید به حضرت زهرا سلام الله علیها بگویید مادر؛ لذا وقتی پدرمان یکی است، وقتی از یک پستان می‎نوشیم، وقتی از یکجا تغذیه می‎شویم، وقتی پدرمان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم باشد. ما هم می‎شویم با یکدیگر برادر. یک معنای دیگر هم گفتند همان تعزیه است.همان مجلس ختم که کسی برای دلداری دادن می‌رود. یعنی اگر کسی مشکل مادی دارد، غصه نخورد، فکر نکند خدا او را تحقیر کرده، گل سرسبد این عالم، پایین‎ترین سطح زندگی را دارد، چون پایین‎ترین سطح زندگی را دارد، هر که به او نگاه کند، دلداری پیدا می‏کند. می‏گوید «خوش بحال ما».
لزوم ساده زیستی مسئولین جامعه
این هم که اسلام می‏گوید مسئولین یک جامعه بیشتر از دیگران، ساده زیست باشند، به خاطر این است که مسئولین چون در چشم هستند، مایه دلداری باشند. جایگاه آدم‏ها فرق می‎کند. شنیدید دیگر در شهر بصره امیرالمؤمنین علیه السلام رفتند دیدن یکی از دوستانشان؛ دیدند خانه ‏اش ماشاءالله بزرگ است. فرمود این خانه بزرگ را می‏خواهی چکار کنی؟ تو در آخرت به آن محتاج‎تر هستی. بعد فرمودند «بَلَى إِنْ شِئْتَ بَلَغْتَ بِهَا الْآخِرَهَ» اگر بخواهی، با همین خانه بزرگ به آخرت می‎رسی. او گفت آقا من یک برادری دارم -یک برادر از این طرف افتاده بود، یک برادر از آن طرف- «لَبِسَ الْعَبَاءَهَ وَ تَخَلَّى عَنِ الدُّنْیَا» یک عبا پوشیده و دنیا را هم ترک کرده. خلاصه رفته در یک غاری، یک بیابانی دنبال عبادت. حضرت فرمودند بگویید بیاید. برادر را آوردند فرمود یا «یَا عُدَیَّ نَفْسِهِ» عُدَیَّ تصغیر عَدُوّ است، یعنی دشمن کوچک؛ حضرت تحقیرش کردند؛ تو بلد نیستی با نفست مبارزه کنی، فکر کردی مبارزه با نفس، یعنی ترک کامل عملی دنیا و زن و بچه بیچاره را رها کردن و توسعه ندادن و زهد را تحمیل کردن؟ جواب داد «یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ هَذَا أَنْتَ فِی خُشُونَهِ مَلْبَسِکَ وَ جُشُوبَهِ مَأْکَلِکَ» این‎ لباس‎های شما، این غذاهای شما از گلوی هیچکس پایین نمی‎ورد. حضرت فرمودند «وَیْحَکَ إِنِّی لَسْتُ کَأَنْتَ إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى فَرَضَ عَلَى أَئِمَّهِ [الْحَقِ‏] الْعَدْلِ أَنْ یُقَدِّرُوا أَنْفُسَهُمْ بِضَعَفَهِ النَّاسِ‏» وای بر تو؛ من که مثل تو نیستم، خدا بر پیشوایان عادل واجب کرده بر خودشان سخت بگیرند. مطابق با ضعفای جامعه؛ «کَیْلَا یَتَبَیَّغَ بِالْفَقِیرِ فَقْرُه» تا فقر فقیر او را به هیجان نیاورد.
در غیر این صورت، فقرا دوتا ضربه می‎خورند، هم ندارند هم تحقیر می‎شوند. ولی اگر مسئولان یک جامعه که فرهنگ ساز هستند، اگر آن‎ها اشرافی زندگی نکنند، اگر آن‎ها از مردم فاصله نگیرند، این ساده زیستی می‎شود یک ارزش و وقتی که یک ارزش شد این‌ها دلشان خوش است. می‎گویند از ما بدتر فلانی است؛ آرامش دارند. بعد چقدر هزینه‎های اجتماع کم می‎شود، دزدی کم می‎شود، آدم ربایی کم می‎شود، رشوه گرفتن کم می‏شود، ما الآن خیلی از قوانین خوب داریم که به خاطر رشوه اجرا نمی‌شود، یعنی به خودش حق می‌دهد رشوه بگیرد، چون زندگی‎اش نمی‎چرخد! چرا؟ چون می‎خواهد مثل دیگران باشد.
لذا امیرالمؤمنین علیه السلام پیامبر، پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم مایه دلداری است. البته برای هرکسی که دلداری بخواهد، اگر کسی بخواهد این راه خوبی است. لذا در هر نماز باید به پیامبر توجه کرد، و از طریق توجه به این الگوی ناب به خدای متعال مقرب شد و برای پیامبر از خدا درخواست رحمت کرد.
برکت سلام بر پیامبر صلی الله علیه و آله
انسان باید سلامی کند به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم ؛ صلوات بفرستد؛ پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم اینقدر مهربان است؛ رحمت للعالمین است؛ اینقدر ما را دوست دارد. وقتی صلوات می‎فرستیم بلافاصله به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم یک کادو، یک هدیه تازه‎ای می‏رسد رویش هم نوشته‏اند فلانی واسطه شد. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هم چون مهربان است، خودش به قرآن عمل می‎کند. قرآن گفته «وَإِذَا حُیِّیْتُم بِتَحِیَّهٍ فَحَیُّواْ بِأَحْسَنَ مِنْهَا» اگر به شما هدیه دادند شما یک چیزی بگذارید رویش و به طرف بدهید. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به شما برمی‎گرداند به شرطی که صلوات شعار نباشد! دعا باشد. بعضی‌ها موقع صلوات انگار با خدا دعوا دارند، این شعار نیست! دعاست. یعنی واقعا با توجه انسان از خدای متعال رحمت برای پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بخواهد، و این اثرش بلافاصله در زندگی انسان می‎آید؛ صلوات بهترین ذکر است، در آن توحید است، نبوت و ولایت است، همه چیز در آن هست. فرمود «مَنْ صَلَّى عَلَیَّ مَرَّهً لَمْ یَبْقَ مِنْ ذُنُوبِهِ ذَرَّه» اگر کسی با اعتقاد صلوات بفرستد، دیگر از گناهانش هیچ چیز باقی نمی‎ماند. این‎ها هم از آن روایاتی است که امیدبخش است، نه برای اینکه تنبلی کنیم و فقط با صلوات کارها را بخواهیم حل کنیم.
شب جمعه است؛ هم شب جمعه اهل ذکر و صلوات بودن خوب است، هم فردا، روز جمعه. بالاخره هر موقع انسان متوجه شد صلوات بفرستد و به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم توجه کند. منتهی با همین معنایی که عرض کردم -وجود نبی مکرم صلی الله علیه و آله و سلم برای ما یک اگلوی تمام عیاری است- البته یک نکته را تاکید می‌کنم. وقتی که می‎گویند پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم زندگی‎اش الگو است، باید آن خطوط ثابت زندگی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را بگیریم و پیاده بکنیم. بعضی چیزها تغییر کرده‌است؛ وقتی می‎گویند الگوست معنایش آن است که ثابت‎ها را باید گرفت. روح زندگی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را باید گرفت، عقلانیت را در تأسی باید دخالت داد، و طبیعتا بعضی چیزها هم مال آن زمان بوده و اقتضای آن شرایط… .

اللهم صلی علی محمد وآل محمد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *