اولین جلسه کرسی های آزاد اندیشی حول موضوع نظام آموزشی حوزه

0

در آخرین روز درسی اردیبهشت ماه، اولین جلسه از سری جلسات کرسی های آزاد اندیشی با موضوع بررسی نظام آموزشی حوزه در محل اجتماعات مدارس علمیه حضرت مهدی (عج) و با حضور طلاب و اساتید برگزار شد.
در این جلسه که با حضور مسئولین شعب مدارس علمیه حضرت مهدی (عج) و حجت الاسلام والمسلمین نظافت یزدی ریاست این مدارس همراه بود، طلابی که پیش از این درخواست وقت برای ارائه نظرات خود کرده بودند، به طرح بحث پرداختند.
طلاب محترم در فضایی کاملا علمی و البته آرام و صمیمی به ارائه بحث های خود حول موضوع «نظام آموزشی حوزه؛ ابقاء بر سیره سلف یا اصلاح بر اساس زمان» پرداخته و نظرات و انتقادات خود را مطرح کردند.
در پایان این جلسه و پس از مطالب ارائه شده از سوی طلاب، استاد محترم حجت الاسلام و المسلمین محمد الهی خراسانی که با عنوان داور در این جلسه حاضر بودند، آراء و نظرات طلاب را بررسی کرده و در ضمن بیاناتی راهبردی شاخص های لازم برنامه ریزی برای نظام آموزشی حوزه بیان کردند. در ادامه متن سخنان ایشان می آید و در پیوست صوت آن خواهد آمد.

اعوذبالله من الشیطان الرجیم
بِسمِ‌اللهِ الرحمنِ الرَّحیم
وبِه نَستَعین، إنَّهُ خَیرُ ناصِرٍ و مُعین وَ الصَّلَاةُ وَ السَّلَامُ عَلَی سَیدِنَا وَ نَبِینَا مُحَمَّدٍ (اللّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد) وَ عَلی آلِهِ الطَیِّبینَ الطَّاهِرِی، اللّهمَّ أنطِقنی بالهُدی و أالهِمنی التَقوی.
مقدمه، تقدیر و تشکر از شرکت کنندگان در مباحث؛
لازم است تشکر کنم از چهار طلبه عزیزی که استفاده کردیم از فرمایشاتشان در اینجا. جای تقدیر دارند و باید به درگاه خداوند متعال شکرگزاری کرد که در این مدرسه، دوستان طلبه می‌توانند با این حریت و آزاد اندیشی و اعتماد به نفس در جایگاه حاضر بشوند، نظرات خودشان و جمع بندی ساعت‌ها تلاش علمی‌شان را به صورت موجز و فشرده عرضه بکنند. واقعاً جای تقدیر دارد، من به نظرم به جای اینکه خلاصه‌ای از فرمایشات دوستان را بگویم که فکر می‌کنم دوستان هم خیلی تأکیدی روی این جهت نداشته باشند، فقط اشاره بکنم به مهم‌ترین نقاط قوت در فرمایشات دوستان که با بیان نقاط قوت شاید آسیب‌ها و نقاط ضعف هم روشن بشود. مهم‌ترین نقاط قوتی که من در همین چند دقیقه بحث دوستان احساس کردم به ترتیب ذیل است:
اولاً: دغدغه کار آمدی
ثانیاً: دغدغه روز آمدی
و سوما: دغدغه علم و پژوهش و اجتهاد

این سه تا دغدغه کاملاً مشهود بود در فرمایشات دوستان، فکر می‌کنم هر چهار نفر این دغدغه‌های مشترک را نشان دادند. فرمایشاتی هم در این رابطه داشتند.
آیا قرار هست نظام آموزشی حوزه، صرفاً برای کسانی که می‌خواهند مجتهد بشوند طراحی بشود؟
من در بررسی نظرات دوستان از اینجا شروع می‌کنم که موضوع این جلسه چه بود؟ موضوع این جلسه همچنان که اینجا اعلام کرده‌اند «نظام آموزشی حوزه ابقاء بر سیره سلف یا اصلاح بر اساس زمان» در حالی‌که فرمایشات دوستان از همان اول رفت به سمت مقدمات اجتهاد و همین جا یک نکته جدی و اولیه مغفول ماند که ما قرار بود در رابطه با نظام آموزشی حوزه صحبت بکنیم و آیا قرار هست نظام آموزشی حوزه صرفاً برای کسانی که می‌خواهند مجتهد بشوند طراحی بشود؟ و آیا حوزه هر کسی را که می‌پذیرد پذیرفته تا مجتهد تحویل بدهد؟ هذا اول الکلام، این اولین نقطه قابل تأمل هست که ظاهراً اینطور نیست، یعنی همه بزرگان با سلائق مختلف اتفاق نظر دارند که حوزه، یک مأموریتش و شاید اولین مأموریتش تربیت مجتهد هست، اما شما مراجعه بفرمائید به فرمایشات آقا، یا آیت الله جوادی، یا بزرگانی دیگر مانند علامه طهرانی، همه‌شان در آثار مکتوب و شفاهی خودشان گفته‌اند که مردم مبلغ می‌خواهند، مردم قاضی می‌خواهند، مردم دست‎اندرکاران امور فرهنگی می‌خواهند. از روحانیت به عناوین مختلف با تعابیر مختلف یاد کرده و مطرح کرده‌اند که حوزه، مجموعه‌ای از مأموریت‌ها را بر عهده دارد که حالا تبیین این مأموریت‌ها باز خودش یک جلسه جداگانه‌ای می‌طلبد، ولی شاید همه این‌ها هم تاکید دارند که یکی از مهم‌ترین مأموریت‌هایش و شاید اولین ماموریتش تربیت یک سری افراد مجتهد است و علما خیلی نگران‌اند که این نسل رو به انقراض برود و دیگر ما مجتهدانی نداشته باشیم. این دغدغه جدی هست، ولی خب همه‌شان می‌دانند قرار هم نیست از این حوزه شاید بیش از 10 درصد به طور طبیعی مجتهد بشوند. مدرسه خودمان، شرایط خودمان و دوستان خودمان را هم در نظر نگیریم، در تمام اقصی نقاط کشور، مدارس علمیه شهرستان‌ها، بچه‌های شهرستان‌های مختلف، همه این‌ها را لحاظ کنیم بیاوریم در تحلیل نظام آموزشی حوزه، پس مساله اول این است که ما قرار هست در رابطه با نظام آموزشی حوزه صحبت کنیم نه مقدمات اجتهاد، اگر قرار هست در رابطه با نظام آموزشی حوزه صحبت کنیم باز اولین تأمل این هست که چقدر ما صلاحیت ورود به این بحث را داریم؟ تا کجا می‌توانیم به صورت قاطع اظهار نظر بکنیم؟ یک موقعی هست مثلاً دوستان می‌گویند ما اینجوری شنیدیم، به نظر ما این‌ها قابل تأمل هست، داریم بررسی می‌کنیم یک موقع هم هست نه می‌گویند این هست و جز این نیست و ما جواب می‌دهیم به همه کسانی که این اعتماد به نفس را دارند، ظاهراً اعتماد به نفسِ صادقی نیست. معنایش را شما خودتان می‌دانید دیگر، این جور قاطع اظهار نظر کردن من برای این است‌که تنظیر بکنم، خیلی زود مطلب به دوستان منتقل بشود. عرض می‌کنم اگر موضوع این جلسه بود نظام پژوهشی حوزه واقعاً بینکم و بین الله چند نفر اظهار آمادگی می‌کردند برای نظریه دادن آزاد اندیشی و حضور در این کرسی؟ بعید می‌دانم حتی یک نفر باشد! جواب طبیعی خیلی از دوستان هم این بود که آقا در مورد نظام پژوهشی حوزه ما نظر بدهیم؟! حتی می‌خواهم عرض بکنم نظام تربیتی حوزه، انصافاً در این مدرسه که تربیت محور هست چند نفر از دوستان طلبه سطح یک و دو چون من طلبه‌های بالاتر را که ندیدم حداکثر سطح سه مثلاً می‌آمدند در رابطه با نظام تربیتی حوزه صحبت بکنند؟ فکر می‌کنم همه پاپس می‌کشیدند. جای این سؤال وجود دارد که چگونه می‌شود وقتی بحث نظام آموزشی حوزه می‌شود، دوستان ما حتی در پایه اول صاحب نظر می‌شوند؟! ببینید یک موقعی هست می‌گوید حاج آقا من سؤال دارم، سؤال من را باید جواب بدهید. راست می‌گوید یکی از دوستان کنجکاو هست، اگر منظورشان این بود، این درست هست که آقا این دغدغه، دغدغه خوبی هست، اما اگر منظورشان این بود که نه باید همین سوالات را جواب بدهید و به یک مبنا برسید، نه این درست نیست، من موافق نیستم؛ نه فقط من، خیلی از اساتید و فعالان دیگر در حوزه موافق نیستند. اصلاً طبله را درگیر این بحث‌ها کردن به این معنا که مبنایت را مشخص کن که به صورت اجتهادی خودت برسی، لزوم رسیدن به یک مبنا اصلاً معلوم نیست نسخه درستی باشد که ما بخواهیم برای طلبه بپیچیم. بله طلبه باید تصمیمش را بگیرد ببینید اگر حرف دوستان این هست، این درست هست آقا تصمیمت را بگیر، اما اینکه این تصمیم بر مبنای یقین حاصل از اجتهاد باشد، آیا ما مقدمات صاحب نظر شدن در این مساله را می دانیم؟ که بعد بگوییم تو باید به یقین برسی یکی از دغدغه‌های جدی بزرگانی که احتمالاً یکی دیگر از دوستان به آن‌ها نظر دارند همین هست که اصلاً این بحث‌ها بیاید در سطح طلبه‌های مشغول به تحصیل، در پایه‌های اول مطرح بشود! بارها با نگرانی این مطلب را به ما منتقل کرده‌اند مثلاً خدمتشان رسیدیم گفته‌اند فلانی شما نظراتت سر جای خودش بحث هم می‌کنیم راجع به این مسائل نظرات مان را هم می‌دهیم ولی اول می‌خواستیم بگوییم آقا این بحث‌ها را نکشانید به… چرا آقایان انقدر نگران هستند؟ چرا انقدر دغدغه دارند؟ بخاطر این هست که آخر طلبه‌ای که هنوز خودش منطق تحصیل نکرده به صورت تخصصی دوره‌های مختلف علوم عقلی را طی نکرده است مگر می‌تواند بگوید من رسیده‌ام به اینکه این بهترین کتاب آموزشی هست؟ همین الان در گروه آموزشی منطق که این بحث به صورت تخصصی مطرح می‌شود اساتید همدیگر را متهم می‌کنند به اینکه آقا شما که اشراف بر این کتاب ندارید برای چی به صورت قاطع می‌گویید این کتاب به درد نمی‌خورد؟ شما منطق مظفر تدریس کرده‌اید این کتاب را که یک دوره تدریس نکرده‌اید یعنی به استاد منطق می‌گویند شما چرا داری فلان کتاب را رد می‌کنی وقتی خودت یک دوره این کتاب را تدریس نکردی؟ بعد من عرضم این هست که چگونه می‌شود که طلبه‌ای که تازه این کتاب را تمام کرده و بعضاً در مواردی طلبه‌ای که هنوز این کتاب را شروع نکرده است، به او بگوییم آقا باید مبنایت را مشخص بکنی! آخر چجوری مبنایش را مشخص بکند؟! ببینید علمی حرف بزنیم، واقعی حرف بزنیم، بر اساس ذهنیات خودمان حرف نزنیم، بر اساس علائق خودمان حرف نزنیم؛ به این‌ها واقعاً توجه کنیم. من دوستان را دعوت به تأمل می‌کنم نه باز بلافاصله جواب و استدلال، دعوت به تأمل اینکه اگر بحث نظام پژوهشی حوزه بود ما خیلی با احتیاط صحبت می‌کردیم؛ نظام تربیتی هم همین جور، ولی در مورد نظام آموزشی چطور آنقدر بی‌احتیاط، بی مهابا و مطمنئن صحبت می‌کنیم؟! خب طبیعتاً الان سؤال همه شما این هست که می‌شود بگویید مثلاً چه اقتضائاتی دارد چه مقدماتی دارد؟
لوازم و اقتضائات صاحب نظری در نظام آموزشی حوزه چیست؟
من فکر می‌کنم آن نقطه اصلی و مفید عرایض ما انشاء الله لو افادت همین بخش باشد. ببینید لوازم و اقتضائات صاحب نظری در نظام آموزشی حوزه چیست؟ اصلاً چه کسی صاحب نظر هست برای بررسی نظام آموزشی حوزه؟ نگفتیم چه کسی سؤال بکند، نه، همه می‌توانند سؤال بکنند، اما چه کسی صاحب نظر هست؟
ببینید من یک ساختاری را خدمت شما عرض می‌کنم که این‌ها مجموعه مقدمات مترتب به هم هست. صاحب نظران کسانی هستند که نسبت به همه این‌ها اشراف داشته باشند، نسبت به همه این‌ها، جالب هست در صحبت‌های خود دوستان بود که مثلاً می‌گفتند فلانی چون در فقه کار کرده است، نمی‌تواند درباره کلام اظهار نظر کند، این حرف درستی هست، واقعاً حرف درستی هست، یا مثلاً فلانی که خودش ادبیات کار نکرده، منابع را ندیده، نمی‌تواند راجع به ادبیات اینقدر قاطع حرف بزند، حرف درستی هست، دغدغه درستی هست، اما وقتی صحبت نظام آموزشی حوزه شد، خیلی چیزهای دیگر را هم باید بدانند، این‌ها لوازم و اقتضائات چیست؟
1.    شناخت اسلام؛
شناخت اسلام ناب به معنای واقعی کلمه، حرف زدن راجع به نظام آموزشی حوزه فقط در صلاحیت کسانی هست که در درجه اول خودشان اسلام شناس باشند، تو داری راجع به حوزه‌ای صحبت می‌کنی که این حوزه می‌خواهد مبیّن، مروج و مبلغ اسلام ناب را تربیت کند، وقتی تو خودت هنوز شناخت جامعی نسبت به اسلام نداری چجوری می‌خواهی صحبت کنی؟! بیشتر توضیح نمی‌دهم، همین قید خارج می‌کند همه دانشگاهیانی را که می‌خواهند در این بحث اظهار نظر کنند، تو فکر کردی به صرف اینکه رشته الهیات خوانده‌ای یا پای درس تفسیر استاد فلان نشسته‌ای یا فلان مطالعات را داشته‌ای می‌توانی راجع به نظام آموزشی حوزه صحبت بکنی؟ حداکثر می‌توانی بگویی من به نظرم اینجور می‌رسد ببینید به دردتان می‌خورد یا نه؟ من دیدم اساتید دانشگاهی که متواضعانه این جوری صحبت کرده‌اند گفته‌اند ما احساس می‌کنیم یک چنین نقطه ضعف‌هایی هست ولی نمی‌گویند ما می‌خواهیم نسخه بپیچیم برای نظام آموزشی حوزه. پس یک شناخت اسلام.
2.    شناخت حوزه؛
کسی صلاحیت دارد در رابطه با نظام آموزشی حوزه اظهار نظر کند و خود را صاحب نظر فرض بکند که حوزه را تمام و کمال بشناسد. حوزه را بشناسد یعنی چی؟ چند تا واژه کلیدی عرض می‌کنم، ماهیت حوزه، مأموریت حوزه، سیر تطور حوزه، فرازها و فرودهای حوزه‌های علمیه، نقاط قوت، نقاط ضعف، فرصت‌ها و تهدیدها. شناخت حوزه یعنی این بزرگوار به من می‌گوید می‌خواهید به من بگویید فلانی حوزه را نمی‌شناسد؟ حوزه را به چه معنا می‌شناسد؟ بله خاطرات زیادی از اساتید خودش دارد، این یعنی شناخت حوزه؟! شناخت حوزه یعنی اشراف بر سیر تاریخی تطور حوزه‌های علمیه چه چیزهایی حوزه‌ها را به اوج رساند؟ چه چیزهایی حوزه‌ها را دچار افول کرد؟ جریان‌های مختلف حوزوی که حاکم شدند چه جریانی تحت عنوان اخباریین بر سر کار آمد؟ چه شد این‌ها قوت پیدا کردند چه شد این‌ها تضعیف شدند؟ چه شد اصلاً جریان کلام فلسفی بر سر کار آمد؟ کلام ما قبل چه شد؟ مکتب‌های علمی که این جا شکل گرفت این‌ها کاملاً تأثیر گذار هست در نسخه‌ای که شما می‌خواهید بپیچید که حالا دیگر بحثش جای خودش که بعد از این مباحث، باید به قوت‌ها، ضعف‌ها، فرصت‌ها و تهدیدها و… پرداخته شود.
3.    شناخت وضعیت کنونی حوزه، جامعه و جهان؛
وقتی می‌گوییم وضعیت کنونی، یعنی هر سه، (حوزه، جامعه و جهان)، حوزه امروز را دقیقاً باید بشناسد، وضعیت حوزه امروز چگونه است؟ حوزه با چه توقعاتی طرف هست؟ دچار چه چالش‌هایی هست؟ حوزه را فعلاً دارم عرض می‌کنم، خصوصیات طلبه را هم هنوز وارد نشده‌ایم. جامعه ما چه جامعه‌ای هست؟ جهانی که امروز داریم در آن زیست می‌کنیم چه جهانی هست؟ خب پس اگر قید دوم خارج کرد کسانی را که اشرافی بر حوزه ندارند، قید سوم خارج می‌کند کسانی را که جامعه شناس نیستند، جهان‌شناس نیستند و این نگاه نیست در بعضی از آقایان محترم از بزرگان حوزه، تعارف که نداریم، بزرگواری که مسأله قمه زنی که برای خیلی از دل سوزان شیعه دیگر حل شده است، هنوز مسأله برایش حل نشده است، معلوم هست که نمی‌شود به این بزرگوار اعتماد کرد. شما در رابطه با مسأله قمه‌زنی که دیگر الآن برای خیلی از مدافعان دیروزش هم روشن شده است که چه هزینه‌ای را دارد تحمیل می‌کند به شیعه، هم چنان توجیه نیستی، چگونه می‌خواهی نسخه بپیچی برای طلبه‌ای که بتواند نیازهای امروز دنیا را پاسخ بدهد؟ چرا این مسأله حل نشده برای آن بزرگوار؟ چون که ایشان اصلاً خبر ندارد فضای حاکم بر دنیا، رسانه‌ها، تبلیغات، دشمنی‌ها و ابزارها را؛ اصلاً در این فضاها نیست ایشان! لذا فرموده‌اند «اَلعالِمُ بِزَمانِهِ لا تَهجُمُ عَلَيهِ اللَّوابِس» اگر عالم به زمان نباشی، ناخواسته دچار شبهه هستی، فکر می‌کنی که می‌دانی، لکن گفت، نداند که نداند… نمی‌داند خیلی هم قاطع صحبت می‌کند، در حالی که در فضای خیلی از این بحث‌ها نیست.
4.    شناخت آرمان و نقطه هدف؛
آن وضعیت موجود بود، این شناخت وضعیت مطلوب هست، این فردی که می‌خواهد نسخه بپیچد دقیقاً باید بداند شما چه آینده‌ای را تصویر کرده‌اید، بعضی از این بزرگواران اصلاً آینده‌ای را تصویر نکرده‌اند! یعنی نسخه را دارد در حالی می‌پیچد که می‌گوید حالا آینده خاصی که نداریم! طلبه باید بتواند جواب مردم را بدهد کأنَّ هیچ احساس نمی‌کند ما داریم به سمتی حرکت می‌کنیم و مراحلی را پشت سر گذاشه‌ایم؛ مثلاً نسبت به اینکه ما چند گام برای خودمان تعریف کرده‌ایم انقلاب اسلامی، حکومت اسلامی، دولت اسلامی، جامعه اسلامی و تمدن اسلامی، تازه باید برایش تبیین بکنی، اصلاً این گام‌ها را و تمدن اسلامی را هم اگر احیاناً بشنود، می‌گوید آقا این‌ها دیگر پاتوکفش امام زمان کردن هست! یعنی ایشان هنوز تفاوت دولت کریمه مهدوی و دنیای در زمان ظهور را با آرمان تمدن اسلامی نمی‌داند! نمی‌داند تمدن اسلامی، تمدن جهان گستر حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) نیست؛ تمدن اسلامی یعنی احیای دوباره دوران طلایی که در تاریخ اسلام، ما آن را تجربه کرده‌ایم، قبل از ظهور، قرن‌ها قبل از ظهور، یعنی یک بار دیگر بتوانیم همان قرن 3 و 4 و 5 تاریخ اسلام را حداقل دوباره تکرار کنیم که وقتی این را می‌شنود می‌گوید آها منظورتان این هست. خب اصلاً تو تا حالا به این پروژه فکر کرده‌ای؟ به این مأموریت فکر کرده‌ای؟ خب کسانی که طبیعتاً این دغدغه را ندارند، بحث‌های تمدنی برایشان مطرح نیست. ما آن‌ها را بدون تعارف صاحب نظر نمی‌دانیم.
5.    شناخت وضعیت طلاب موجود؛
منظور طلاب کنونی هست، این غیر از حوزه هست، طلبه امروز را چقدر شما می‌شناسید؟ این همان دغدغه‌ای بود که در صحبت‌های بعضی از دوستان منعکس شد. این نکته مهی هست. آقا شما دقیقاً با طلبه‌ها سرو کار داری؟ الان به جنس طلبه‌هایی که دارند وارد حوزه می‌شوند توجه داری؟ اصلاً خانواده‌های این طلبه‌ها را شما توجه داری؟ دغدغه‌ها و چالش‌هایی که این طلبه‌های موجود دارند نظام حوزه را بگذار کنار، خود طلبه‌ها، شما برای طلبه می‌خواهید نسخه بپیچید.
6.     شناخت طلبه آرمانی؛
شما تصویری از طلبه آرمانی داری؟ تفسیری از طلبه تراز داری؟ مثلاً بعضی از این بزرگواران می گویند طلبه یعنی شخصی که ملّا باشد! به این بزرگواران می‌گوییم این که حرف نشد، ملّا باشد یعنی چی؟! این کلی گویی‌ها فایده‌ای ندارد. شما دقیقاً بگویید شاخص‌های یک طلبه تراز که بعد تازه ما با شما بحث بکنیم که طلبه تراز یعنی چه؟ طلبه ترازِ 70 سالِ پیش بسیار متفاوت هست با طلبه تراز امروز و طلبه تراز فردا ما می‌گوییم، طلبه تراز تمدن نوین اسلامی، طلبه تراز تمدن نوین اسلامی کجا و طلبه‌ای که حاج شیخ در کوچه‌های نجف دنبالش بود کجا؟ دو تا طلبه هستند دو تا مأموریت را دارند دنبال می‌کنند. بعضی از این بزرگان دنبال شاگردانی می‌گشتند که آقا این حرف‌ها شهید نشود این حرف‌ها بماند! همین فقط؟ یک کسی باشد که ما بتوانیم حرف‌های مان را بهش منتقل بکنیم؟ الان دغدغه بزرگان و دلسوزان حوزه این هست؟ می‌گویند نرم‌افزارها هست، کتاب‌ها هست، چرا شما انقدر نگران هستی؟! اصلاً خیلی از آن دغدغه‌های قدیم برطرف شده است. آقا یک کسی بیاید این‌ها را جمع کند این‌ها دارد از دست می‌رود خیلی از این دغدغه‌ها بر طرف شده است؛ مأموریت الان چی هست؟ نیازها الان چی هست؟ مطالبات الان چی هست؟ پس تصویر طلبة آرمانی.
7.     شناخت نظام‌های آموزشی و اقتضائات برنامه ریزی آموزشی
بعد از این تصویر طلبه آرمانی تازه نوبت می‌رسد به آخرین شناخت که در واقع آن حلقه مکمل و نهایی هست و آن شناخت نظام‌های آموزشی و اقتضائات برنامه‌ریزی آموزشی هست، یعنی تازه اگر یک عالِم آگاهِ زمان شناسِ دارای اشراف به حوزه، همه این‌ها را داشته باشد، اما با سیستم‌های آموزشی و اقتضائات برنامه ریزی آموزشی آشنا نباشد باز هم قابل تکیه نیست. بعضی از عزیزان اوّلیات طراحی نظام آموزشی را حتی در جریان نیستند! وقتی در جریان نیستی از همین مدل پیشنهادت معلوم هست که شما نظام آموزشی ندیدی مثلاً نظام‌های آموزشی در ذهن ایشان برنامه فلان مدرسه و برنامه فلان مدرسه و برنامه فلان مدرسه هست؛ در حالی که آقای حبیبی رئیس مرکز تدوین متون درسی حوزه که سال‌هاست روی پروژه نظام آموزشی و نظام سازی آموزشی برای حوزه دارد کار می‌کند، می‌گوید، هنوز هم کار دارد، بعد من خاطرم هست یک نسخه از این برنامه‌هایی که به دست ایشان رسیده بود ایشان گفته بود که مشتاق شدم ببینم این گروه را، چون فهمیدم این‌ها زبان برنامه‌ریزی آموزشی را بلد هستند. حالا آقای حاجی‌مرادخانی و بعضی از دوستان در آن سفر بودند، ایشان گفت، اصلاً من به خاطر همین علاقه‌مند شدم، چون می‌گفت نسخه‌های مختلفی دیده‌ام، اصلاً برنامه را که من می‌بینم می‌فهمم که تو باغ برنامه‌ریزی آموزشی هست یا نیست. این می‌شود آن مرحله آخر.
خب حالا اشتباه بعضی از دوستان این هست که برای جلو رفتن در این بحث که اصلاً عرض می‌کنم این اول الکلام که ما همین جا برسیم به این مبنای اجتهادی مثلاً گاهی می‌روند سراغ یک کسی که اسلام را خیلی خوب می‌شناسد بعد می‌روند سراغ یک کسی که برنامه ریزی آموزشی خیلی خوب بلد هست گاهی می‌روند سراغ کسی که الان با واقعیت‌های حوزه خیلی درگیر هست شما خودتان می دانید تأمل کردید دوستانی که کار کرده‌اید این جوری به نتیجه می‌رسید؟ قطعاً اینجوری به نتیجه نمی‌رسید.
تنها کسی که تمام این خصوصیات در او جمع است؛
عرض آخر، ما گشته‌ایم یک نفر را پیدا کرده‌ایم و با تکیه بر او داریم کار می‌کنیم، داریم تلاش می‌کنیم، هنوز هم خیلی کار داریم، آقای رباط‌جزی گفتند که من یک نسخه از این برنامه را دیدم. آقای رباط‌جزی این برنامه 18 ویرایش داشته است تا الآن از آن موقعی که شما دیده‌اید تا همین الان شما بگو کی دیدی؟ تا من بگویم از همان موقعی که دیده‌ای تا الان ویرایش چندمش هست. بیش از 2 هزار نفر ساعت کارشناسی آموزشی-برنامه‌ای فقط شده است در این برنامه. این سند چشم انداز حوزه خراسان که تدوین شد، آقایانی که از مشهد رفتند قم، به بنده می‌فرمودند وقتی در قم ارئه شد، آقایون به من گفتند شما چشم اندازتان را بسته‌اید ما تازه کارگروه‌هایش را تشکیل داده‌ایم! گفتند خب ما 5 سال هست شروع کردیم بیش از 180 نفر از مدرسین سطوح عالی حوزه فقط آمدند در کمیسیون‌ها در این مدت بحث کرده‌اند. خود ما فقط در این مدت یک سال و نیم بیش از 70 جلسه بررسی داشته‌ایم. 70 جلسه می‌دانید یعنی چی؟ شما مثلاً الان خوشحال هستید که یک جلسه دومی هم باشد جلسه سومی هم باشد، خدایی‌اش بچه‌ها چقدر دیگر می‌کشند؟ 5 تا، 10 تا، 20 تا؟ بیش از 70 جلسه کار سنگین هست. لذا من عرضم این هست، اینکه بیاییم و بعد بگوییم این برنامه را که دیدیم، آن برنامه را که دیدیم، بعد از بررسی‌های متعدد بالأخره به نتیجه رسیدیم، حالا آن یک نفر کیست؟ آن یک نفر حضرت آقا هست، ما دیدیم همه این خصوصیاتی که در تحقیقات بهش رسیدیم در ایشان جمع هست، خیلی من تعجب کردم که این حرف را شنیدم که آقا چقدر طلبه تربیت کرده است، افراد مؤثری که الآن در نهادهای پژوهشی مؤسس هستند، یعنی مثلاً یک نفر است که تا الآن 40-50 نهادِ پژوهشی در حوزه مدیریت کرده و هدایت کرده، مثل استاد مهدوی‌راد. ایشان طلبة دست پروردة حضرت آقاست. در همین مشهد، رئیس دانشگاه علوم اسلامی رضوی با این همه طلبه و این همه فارغ التحصیل رشته‌های مختلف، یکی از طلبه‌های دست پرورده حضرت آقاست. آیت الله حاج شیخ محمد مروارید یکی از طلبه‌های دست پرورده آقاست. من لیست بگویم به شما بزرگانی که خودمان درسشان را شرکت کردیم. اولاً آقا سال‌ها این تجربه را پس داده است و بعد هم از معدود مراجع و شخصیت‌هایی است که هم‌چنان از نزدیک به درد دل‌های طلبه‌ها گوش می‌دهد، دغدغه‌هایشان را دنبال می‌کند، برنامه‌هایشان را می‌گیرد. شما می‌دانید در همین مشهد تا به‌حال چند نفر خصوصی خدمت آقا رسیده‌اند، درد دل‌هایشان را، دغدغه‌هایشان را و برنامه‌های پیشنهادی شخصی‌شان را در اختیارآقا گذاشته‌اند؟ من عرض می‌کنم چند نفر از ما توانسته‌ایم خدمت بعضی از اعلام و بزرگان برسیم و دو جمله دغدغه‌های خودمان را مطرح کنیم؟ چه تصوری دوستان واقعاً از آقا دارند؟! پس توجه داشته باشید وقتی می‌گوییم جهان‌شناسی، وقتی می‌گوییم جامعه شناسی، اصلاً قابل قیاس هست عمق نگاهی که الان در ایشان هست با بعضی از بزرگان اعلام حتی؟ آیت الله سیستانی شما می دانید از معدود مراجعی هست که بسیار روشنفکر هست، آگاه هست، زمانه شناس هست، ابوی ما می‌فرمودند 40 سال پیش ایشان یک جلسه گفت و گویی با ما داشت، آن‌چنان از تاریخ صحبت می‌کرد که من احساس می‌کردم که ایشان کلاً رشته تخصصی‌اش تاریخ هست! بعد دیدم ایشان مفصل مطالعه‌های تاریخی دارند. چند سال پیش یکی از دوستان گفتند که به ایشان گفته بودند یک کم کتاب برای ما بفرستند، بعد می‌گوید یک تعداد از این آخرین تحقیقات اصولی و فقهی را فرستاده بودند، بعد آقا گفته بودند که این‌ها چی هست که فرستاده‌اید؟ به آقا سید جواد بگویید، بعد آقا سید جواد گفته بودند که آخرین حرف‌های سروش و ملکیان و دکتر فنائی و این‌ها را بفرستید، من مذاق آقا را می‌دانم، وقتی می‌گویند جدید، یعنی این حرف‌ها. من می‌خواهم عرض بکنم اگر به مقایسه برسد بزرگوارانی که مثل حقیر خدمت هر دوی این‌ها ارادت دارم باز فاصله جدی هست. روشن هست، چون این مسئولیت با آن مسئولیت اصلاً قابل قیاس نیست. آقای سیستانی الآن عراق را نگه داشته‌اند آقا چند تا کشور را؟ آقا چه جمعیتی را؟ آقای سیستانی الآن در جریان بعضی از توطئه‌ها در عراق هستند، آقا چه؟ آقای سیستانی حوزه نجف را خوب می‌شناسند، حوزه مشهد را خوب می‌شناسند، حوزه قم را هم خوب می‌شناسند، ولی بهتر از ایشان؟ من یک کسی را مثال زدم که در مراجع واقعاً از این جهت سرآمد هست، ولی باز عرض می‌کنم فاصله جدی هست. خب ما نشسته‌ایم روی حرف‌های آقا کار می‌کنیم. عرضم تمام. یکی دو سه دقیقه همه در وقت اضافی صحبت کردم من پیشنهادم این است که دوستان این دغدغه را با مطالعه دغدغه‌های ایشان دنبال کنند. دوستانی هم که دنبال کرده‌اند خودشان می‌دانند این‌جا دیگر وادی‌ای هست که هر کسی یک اظهار نظری کرده است، حرفی زده است یا صحبتی کرده است. یکی از عزیزان گفتند، احتیاط! من از باب احتیاط عرض می‌کنم. دوستان حرف‌های آقا را خوب بخوانید، خوب دنبال کنید و بعد توجه داشته باشید که رسیدن به نسخه از حرف‌های آقا کار ساده‌ای نیست، یعنی تازه اول کار سخت این هست که یک نسخه عملیاتی در بیاید. آقای رباط‌جزی می‌گویند، این‌ها مجبور شدند به خاطر برنامه شورا… دقیقاً همین هست، یعنی شما باید برنامه دوره گذار خودت را هم تعریف کنی، یعنی این که الان شورا چه تصمیمی نسبت به شما می‌گیرد، باز تأثیر دارد در طراحی درس‌هایت… صلواتی بر محمد و آل محمد.
والسَّلامُ علیکُم وَ رَحمه اللهِ و برَکاتُه
اللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد






پاسخ دهید