تحلیلی درباره فعالیت و شهرت روحانیون در اینستاگرام

0

به گزارش روابط عمومی مدارس علمیه حضرت مهدی(عج)، به نقل از خبرگزاری فارس: وقتی از گروه‌های مرجع اجتماعی صحبت می‌کنیم همیشه روحانیون یک پای مسأله هستند. اوج این مرجعیت فکری را می‌توان در انقلاب اسلامی دید، جایی که ارتباط امام خمینی(ره) با جوانان چنان انقلابی را رقم زد که تاکنون تحلیلگران از واکاوی زوایای آن عاجز بوده‌اند.

هرچه از تاریخ مبدأ انقلاب اسلامی فاصله‌ها بیشتر شد و به‌نظر می‌رسد تلاش‌ها برای ایجاد فاصله بین روحانیت و مردم نیز افزایش پیدا کرده و امروز شاهد رخنه‌هایی هستیم که باید دقیق‌تر درباره آن گفت‌وگو و آن‌ها را ریشه‌یابی کنیم.

حجت‌الاسلام والمسلمین محمدجواد نظافت از روحانیونی است که درباره ارتباط روحانیت و مردم کتابی با عنوان «صمیمانه» نوشته است؛ او که در حوزه علمیه حضرت مهدی(عج) روش تربیتی مخصوص خود را نیز در مسیر تربیت طلاب دارد، حرف‌ها و تحلیل‌های جالبی از سوءتفاهم‌های موجود در ارتباط میان مردم و روحانیت بیان می‌کند.

در یک گفت‌وگوی تفصیلی با معاون پیشین آموزش و پژوهش حوزه علمیه خراسان نه تنها از ارتباط طلاب با مردم بلکه از روحانیون مشهور اینستاگرامی نیز سخن گفتیم، آنچه در ادامه می‌خوانید حاصل گفت‌وگوی فارس با استاد نظافت است.

فلسفه روحانیت شیعه، مردم‌اند

ارتباط روحانیت و مردم را درحال حاضر چه‌طور ارزیابی می‌کنید؟

اگر پیشینه و سابقه روحانیت را نگاه ‌کنیم روحانیت همواره در بطن مردم بوده و هستند خداوند در قرآن می‌فرماید عده‌ای باید کوچ کنند و بار آشنایی فقاهت، آن هم آشنایی عمیق با دین را به‌دوش بکشند اما این موضوع به تنهایی کفایت نمی‌کند خداوند این را مقدمه می‌داند و می‌فرماید این افراد باید به سمت قوم خودشان بازگردند و به آن‌ها انذار بدهند یعنی غایت تشکیل سازمان روحانیت بعد از فقاهت، انذار است، انذار به معنای ارتباط اثرگذار بوده که انسان‌ها را از خواب غفلت بیدار می‌کند.

روحانیت در خدمات عمومی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی همیشه پیشتاز بوده و وارد عمل شده است از جمله این حضور پیشگام را می‌توان اقدام مقام معظم رهبری قبل از انقلاب و در زلزله طبس دانست که در جریان آن، مقام معظم رهبری کمک‌های نقدی بازاری‌ها و طلبه‌های مشهد را جمع کردند و جزو اولین گروه‌هایی بودند که برای کمک به زلزله زدگان، به طبس رفتند.

پس چرا به نظر می‌رسد این ارتباط کم رنگ شده است؟ آیا این را قبول دارید؟

این اتفاق چند دلیل دارد بعد از انقلاب روحانیان مجبور شدند بعضی از بارهای جامعه را به دوش بکشند و باری از بارهای جامعه را بردارند چرا که بعد از انقلاب ناگهان با عرصه خالی از مسؤول مواجه شدیم.

بعد از انقلاب امام(ره) به قم رفتند و کشور را به بازرگان و نهضت آزادی سپردند، ابتدا امام(ره) و روحانیان قرار بود به کار اصلی خود یعنی نیروسازی و تربیت دینی افراد بپردازند، اما بعد از مدتی که کشور با مشکل مواجه شد، عملکرد نهضت آزادی در عرصه امنیتی ـ سیاسی، کشور را دچار چالش کرد و این موضوع روحانیت را مجبور کرد دوباره به عرصه‌های مختلف کشورداری ورود پیدا کنند.

دقت کنید بعد از انقلاب روحانیت به قدرت رسید اما سوءاستفاده ساختاری نکرد ممکن است استفاده ساختاری کرده باشد، اما روحانیت ساختاری سوءاستفاده نکرد و برای خودش امتیاز ویژه قائل نشد.

امام همان سادگی قبل از انقلاب خود را حفظ کردند اگر کسی امروز وارد خانه مقام معظم رهبری شود همان سادگی را می‌بیند و باورش نمی‌شود این خانه رهبر یک جامعه است اگر کسی هم فیلم بگیرد می‌گویند دروغ است ولی بدانید که ایشان همان زندگی قبل از انقلاب را دارند و نه برای خود و نه برای خانواده‌شان هیچ امتیاز خاصی نگرفته‌اند.

اگر امتیازی قائل نشده پس نمونه‌هایی مانند دادگاه روحانیت چیست؟ آیا این یک امتیاز ویژه برای روحانیت به حساب نمی‌آید؟

دادگاه ویژه روحانیت به این علت تشکیل شده‌است تا فردی از جنس خودش و روحانیت یک روحانی را محاکمه کند، چرا که روحانیت قدرت دارد و یک قاضی غیر روحانی امکان دارد از این محاکمه بترسد و درست قضاوت نکند یا برخی تخلفات ممکن است که تخلف از شئون روحانیت باشد و باید در دادگاه مرتبط رسیدگی شود، اتفاقا نظامی‌ها هم برای رسیدگی به تخلفات نیروهایشان، سازمان قضایی نیروهای مسلح را دارند.

متأسفانه ما به سوالات مردم توضیح درست نداده‌ایم یکی از اشکالات روحانیت پاسخگو نبودن است که این موضوع باعث ایجاد سوء‌تفاهم شده است، این دادگاه بسیاری از روحانیان را به دلیلی که ما نمی‌دانیم محاکمه کرده اما اطلاع‌رسانی نشده و من نمی‌دانم چرا این اتفاق نیفتاده است شاید مصلحتی در کار باشد البته گاهی بعضی از این مصلحت‌اندیشی‌ها ضد مصلحت است.

در طول تاریخ بسیاری در این کشور به قدرت رسیدند و از جایگاه خود سوءاستفاده کردند اما روحانیت این کار را نکرده، قشر روحانی باید از خودش در مقابل این شبهه‌ها دفاع کند.

اینجا به همان شبهه معروف می‌رسیم که آیا بعد از انقلاب حضور روحانیت در همه منصب‌ها ضرورت داشت؟

روحانیت درهمه منصب‌ها ورود پیدا نکرد اما همان حضورش هم جبر زمانه بود در برخی مسئولیت‌ها افراد صلاحیت‌دار برای کار پیدا نشدند و روحانیت ناچار به حضور شد، در بعضی از منصب‌ها فردی به جز یک روحانی را نمی‌توانستند منصوب کنند که قوه قضاییه نمونه‌ای از آن است، بعد از انقلاب قوه قضاییه خالی از نیرو شد و نیاز به قاضی احساس می‌شد، حضور روحانیت در دانشگاه‌ها برای تبلیغ و دفاع از دین حتی خارج از کشور و حضور در سپاه و نیروی انتظامی هم از جمله مسائلی بود که انتظار بود روحانیت حضور پیدا کند.

ابتدای انقلاب تعداد زیادی از روحانیان عرصه تربیت، مجبور شدند در منصب‌های گوناگون مشغول به کار شوند و این موضوع آسیب‌هایی به همراه داشت، یکی از این آسیب‌ها آرام آرام غافل شدن از حضور روحانیت در متن مردم بود که باعث شد میان روحانیت و مردم فاصله ایجاد شود.

البته روحانیان فقط در وقت ضرورت باید حضور در منصبی را بپذیرند و اگر غیر از این باشد، عرصه تربیت خالی می‌ماند و این آسیب است، روحانیت باید حمایت تئوریک از انقلاب داشته باشد، ایده پردازی کند، نیروی اجرایی تربیت کرده و به سؤالات دینی مردم پاسخگو باشد یعنی روحانیت باید افرادی تربیت کند که اعتقاد عمیق دینی داشته باشند و بنا به نیاز جامعه در عرصه‌های مختلف نیروی مسلمان داشته باشیم.

روحانیت وقتی به دلیل اضطرار منصبی را قبول می‌کنند زمانی که این ضرورت و اضطرار تمام شد بهتر است به کار اصلی خود یعنی تربیت انسان‌ها بپردازند، کما اینکه بعضی از بزرگان روحانیت بعد از برطرف شدن اضطرار از منصب خود کناره گیری کردند، گاهی یادمان می‌رود که قبول یک منصب برای ما روحانیان به دلیل اضطرار بوده و حالا که تمام شده و باید از آن منصب کناره گیری کنیم.

بعد از انقلاب و حضور روحانیت در منصب‌های مختلف باعث شده آن‌ها به پول‌های حلالی برسند و بعضی از روحانی‌ها حواسشان نبود که با هزینه کردن این پول‌ها بین خود و طیفی که قبل از این با آن‌ها در ارتباط بودند، فاصله می‌افتاد، این اتفاق‌ها ذره ذره رخ داد و یک شبه نبود.

بالاخره باید این درﺁمدها هزینه شود؟

بله اما پول حلال هم که روحانیت می‌خواهد استفاده کند باید حلالش محدود باشد تا از مردم دور نشود باید درد مردم را از نزدیک لمس کند وقتی از مردم فاصله می‌گیرد درد آن‌ها را لمس نمی‌کند البته هیچ‌گاه توقع نیست مثل مولای متقیان امیرالمومنین(ع) و در درجات بعدش مثل امام(ره) و سایرین زندگی ساده‌ای داشته باشند، اما نباید فاصله در این حد ایجاد شود، همین‌ افراد هم هستند که دیده می‌شوند، بیشتر مصاحبه می‌کنند و چوبش را روحانیانی که در کوچه و بازار هستند، می‌خورند.

امیرالمومنین(ع) می‌فرمایند حاکم اسلامی باید ساده زندگی کند و از جهت سادگی الگو باشد برای اینکه فخر آن‌ها را به هیجان نیاورد و منجربه پرخاشگری اجتماعی نشود.

مسائل امنیتی باعث ایجاد فاصله میان روحانیت و مردم

نکته دیگری که باعث فاصله گرفتن روحانیت از مردم شد مسائل امنیتی بود، در اوایل انقلاب شهید مطهری و شهید بهشتی به شهادت رسیدند این موضوع باعث شد تا امام دستور بدهند از برخی افراد حفاظت کنند، به‌علاوه خانواده این افراد نیز محافظت شد، این مسئله باعث شد روحانیان بیش از پیش از مردم دور شوند اما با وجود اینکه امروز آن ضرورت‌ها کم شده‌است، این قضیه همچنان ادامه دارد، ولی باید زمانی که این ضرورت برداشته شد اجازه نمی‌دادند فاصله ادامه پیدا کند.

مردم باید بدانند طلاب کمترین حقوق را دارند، اندک بودن این حقوق به گونه‌ای است مردم باور نمی‌کنند که طلاب چنین حقوقی دریافت می‌کنند، اگر دقت کنید متوجه می‌شوید که خانه بسیاری از طلاب در حاشیه شهر و مناطق کم برخوردار قرار دارد.

خانه شما کجاست؟

همین‌جا نزدیک مدرسه حضرت مهدی (عج) در منطقه طلاب مشهد است.

عده‌ای از روحانیان در دید مردم دارای منصب و درآمد بالایی هستند مردم خیال می‌کنند بقیه طلاب نیز لابد چنین زندگی دارند.

خبری منتشر شد که حدود چند ماه پیش یک مدرسه علمیه با سالن‌های بزرگ و آینه‌کاری در قم افتتاح شد، درست است؟

این خطاست اما عموم حوزه‌های علمیه این گونه نیست، حالا یک جایی بانی پیدا شده و هزینه ساخت یک بنا را پرداخت کرده‌است، در حالی که همه مدرسه‌های علمیه چنین نیست، همان‌گونه که این مسئله برای حرم امام خمینی(ره) مطرح است که باید حرم امام ساده باشد یا نه؟ اما مقام معظم رهبری اعتقاد به ساده بودن دارند برای همین زمانی که برای سخنرانی به حرم امام خمینی(ره) می‌روند دستور داده‌اند تا یک تکه زیلوی بافت یزد از حسینیه امام خمینی(ره) را زیر صندلیشان بگذارند، این موضوع پیامی دارد که ما قائل به اشرافیت نیستم.

به‌نظر شما چرا در جامعه خطای روحانیت بیشتر دیده می‌شود؟

ما معصوم نیستیم و اشتباه می‌کنیم، اما روحانیان هم غربتی دارند، غربت روحانیت این است که افرادی که اشتباه می‌کنند بیشتر برجسته شوند، در گوشه و کنار خطاهایی رخ داده، اما برخی خطوط رسانه‌ای این‌ها را برجسته می‌کند که برخوردی خلاف انصاف است.

مردم از ته دل به روحانیت اعتقاد دارند ولی حواسشان نیست این انتقادهایی که از روحانیت می‌کنند به‌دلیل انتظارات بالایی است که از روحانیت دارند، البته مردم تا حدی هم حق دارند، ولی مردم باید بدانند که شیطان روحانیت را بیشتر از انسان‌های عادی وسوسه می‌کند، روایت داریم مَثل عالِم مَثل یک کشتی است کشتی اگر غرق شود مسافران را هم غرق می‌کند.

شیطان می‌داند اگر این علما را غرق دنیاگرایی کند، بقیه مردم نیز خود به خود دنیاگرا می‌شوند بنابراین ما را بسیار اذیت می‌کند به همین دلیل خطای علما گناه بزرگی به حساب می‌آید.

این موضوع روی ارتباط با روحانیت تأثیر می‌گذارد، اکنون وضعیت از نظر شما چطور است؟

من اوضاع را خوب نمی‌دانم چرا که عدم ارتباط روحانیت با جامعه باعث ایجاد آسیب‌های اجتماعی شده و اکنون فاصله نسل جوان با روحانیت در حال افزایش است، زمانی مساجد مملو از جوانان بود اما در حال حاضر با رقیب‌هایی که برای آن‌ها به وجود آمده مساجد خلوت شدند، جوان کجاست که در مسجد حاضر نمی‌شود؟ در فضای مجازی است، فضای مجازی دست کیست؟ عموما دست نیروهای ارزشی نیست، دست دشمنی است که حضور مؤثری در فضای مجازی دارد.

روحانیت ابتدا باید به ضرورت ارتباط با جامعه پی ببرد و بداند واجب‌ترین کار او ارتباط با جامعه است، روحانیت باید بداند هرجا برایش مشکلی پیش می‌آید به دلیل عمل نکردن به قرآن است چون قرآن می‌گوید شما قرار بود برگردید و به سراغ مردم شهر و محله خود بروید.

روحانیت باید نهضت ارتباط راه بیاندازد

پس چرا این بازگشت کمتر اتفاق می‌افتد؟

متأسفانه بعضی از روحانیان، وجود تقوا و پاکی را در عدم ارتباط می‌دانند و بعضی دیگر ماندن طولانی مدت در حوزه‌ها را فضیلت می‌دانند در صورتی که نباید این‌گونه باشد، ماندن در حوزه فضیلت نیست روحانی از ابتدا باید متوجه باشد که باید به سراغ مردم برود و نهضت ارتباط راه بیاندازد.

یک روحانی از چه راه‌هایی می‌تواند با مردم ارتباط بگیرد؟

ابتدا روحانیان باید به یکدیگر تذکر بدهند و با مردم ارتباط بگیرند، در حوزه‌ها نیز سبک آموزشی تربیتی آن‌ها باید به شکلی باشد که برای حضور موثر در اجتماع آماده شوند.

روحانیان نزدیکان خود را نیز فراموش نکنند، درست است که خداوند در قرآن می‌فرماید به کل مردم باید انذار و بشارت داد اما از آن طرف می‌گوید از نزدیکان شروع کنید به نظر من نزدیکان روحانیان سه گروه هستند، اقوام، همسایه‌ها و دوستان قدیم.

باید جهانی فکر کرد اما منطقه‌ای عمل کرد، روحانیان باید حضور فعال و پررنگی در جامعه داشته باشند این حضور می‌تواند در مساجد، در جمع جوانان و ارتباط صمیمی با جوان و نوجوان محله باشد.

فرصت دیگری که برای روحانیت مهم و طلایی است حضور در حج و عتبات است به‌خصوص حج واجب، چرا که روحانی کاروان یک ماه با اعضای کاروان همراه است، متأسفانه بعضی از روحانیان کاروان با اعضای کاروان ارتباط نمی‌گیرند در صورتی که باید این ارتباط حتی بعد از مراسم حج و بازگشت به ایران ادامه داشته باشد، باید در عزا و شادی هم کاروانی‌ خود شرکت کنند و به عیادت بیماران آن‌ها بروند.

نکته دیگر برای فعالیت و حضور بیشتر روحانیان در جامعه، حضور در عرصه خدمات اجتماعی، کمک به فقرا، تشکیل خیریه‌ها و تشکل‌های مردم‌نهاد است.

ارائه مشاوره‌های اعتقادی خانوادگی و تربیتی راه دیگری است که روحانیت می‌تواند با مردم ارتباط برقرار کنند، در گذشته مردم هرکاری داشتند به سراغ روحانیت می‌آمدند این موضوع باید احیا شود، روحانیت باید در این عرصه حضور پررنگ‌تری داشته باشد.

لذت و شادی باید حلال و جوانمردانه باشد

حضور روحانیان در برنامه‌های شاد و تفریحی حلال هم موردی دیگر برای حضور فعال آن‌ها است، گریه کردن لذت معنوی دارد ولی جوانی که ما را از دور نگاه می‌کند لذت معنوی ما در این مراسم را نمی‌تواند درک کند، لذت و شادی باید حلال و جوانمردانه باشد، شادی گاهی حرام است و اسلام با آن مخالف است گاهی حلال است اما جوانمردانه نیست اینکه من شادی می‌کنم اما با شادی من سر و صدا ایجاد می‌شود و همسایه‌ها آزار می‌بینند این شادی، شادی جوانمردانه‌ای نیست.

پرهیز از پیش‌داوری‌ها دیگر نکته مهم در ارتباط است، باید یاد بگیریم پیشاپیش یکدیگر را قضاوت نکنیم البته تاکید بر اصول و پرهیز از انفعال امری مهم است، روحانی نباید منفعل باشد، باید از عقیده صحیح خودش دفاع کند البته به زور، عقیده خودش را تحمیل نکند.

این مواردی که اشاره کردید درست است اما گاهی شنیده می‌شود حوزه علمیه مانع برخی از وجوه ارتباط است، به‌طور مثال مواجهه شما با طلبه‌ای که در فضای مجازی فعالیت می‌کند، چیست؟

حضور در فضای مجازی ضرورت دارد، چرا که این فرصت تازه‌ای است البته دشمن می‌خواهد این فرصت را تبدیل به تهدید کند اما اگر ما زرنگ باشیم آن را تبدیل به فرصت می‌کنیم.

ما می‌گوییم حضور در فضای مجازی باید هدفمند و با برنامه باشد، نباید وسیله‌ای برای وقت هدر دادن یا سرگرمی باشد، حضور باید بدون آسیب باشد، طلبه ابتدا باید خودش را حفظ کند در واقع باید شنا کردن را یاد بگیرد تا در فضای مجازی غرق نشود.

پنهان کاری فعالیت‌های مجازی از همسر ممنوع

اول باید خودسازی کرد و سپس وارد عرصه فضای مجازی شد، معمولاً به بچه‌ها توصیه می‌کنم چند نفری با هم برای فعالیت در فضای مجازی اقدام کنند، وقتی وارد این فضا شدید پنهان‌کاری نکنید کسی که در فضای مجازی قدم نهاده است باید پنهان‌کاری را کنار بگذارد، فساد در فضای مجازی از زمانی آغاز شده که پنهان کاری شروع می‌شود ما به طلبه‌ها می‌گوییم لزومی ندارد شما برای کمک به خانم‌ها ورود پیدا کنید همسرانتان می‌توانند این کار را انجام دهند، این تذکر و توجهات می‌تواند بسیار موثر باشد.

فضای مجازی نباید تبدیل به یک دورهمی شود

مسئله بعد این است که فضای مجازی نباید تبدیل به یک دورهمی شود که فقط خودمان باشیم و کسی خارج از گروه را به داخل آن راه ندهیم.

حتی در راهپیمایی اربعین باید طلبه‌ها به جای دسته جمعی رفتن، پنج نفر به پنج نفر با کاروان‌های مختلف همراه شوند تا بتواند مردم را انذار بدهند.

به نظر من این یک اشتباه راهبردی است که خانه‌های روحانیان در یک منطقه باشد باید در کل شهر پخش باشند تا مردم به آن‌ها دسترسی داشته باشند.

نباید حتما مدخل فضای مجازی بحث‌های مذهبی باشد بلکه به بهانه دیگر یا مطالب مورد علاقه مردم شروع شود، بهتر است.

دنبال فالوور و لایک بودن هلاکت به دنبال دارد

نظرتان در رابطه با روحانیانی که در فضای مجازی علم مبارزه با فساد را در دست گرفته‌اند چیست؟

خوب است اما آسیب دارد ما نباید در مبارزه با فساد آبروریزی و یا افراط کنیم تا اسباب سوء‌استفاده دشمن فراهم شود، باید حواسمان باشد زمانی که می‌خواهیم انتقاد کنیم به‌گونه‌ای نباشد که همه را بدنام کنیم یا تهمت بزنیم یا آب در آسیاب دشمن بریزیم.

گاهی ما از این که سلبریتی شدن آفت دارد، غفلت می‌کنیم هیچ کس نباید برای شهرت له له بزند، روحانی نباید اسیر نگاه خلق باشد، روحانی باید آزاده باشد اگر من همیشه دنبال این باشم که برای خود فالوور و لایک جمع کنم، گرفتار می‌شوم، باید حرف حق را بزنم، باید دلسوز مردم باشم، البته گاهی اوقات حرف حق میزنم اما عده‌ای ناراحت می‌شوند. این اشکالی ندارد، چون همین مردم روز قیامت می‌آیند یقه مرا می‌گیرند و می‌گویند چرا نگفتی!؟

ولی اگر قصد گفتن حرف حق تلخی را دارند، خوب است این را با روکش قشنگی عرضه کنند، اما اینکه ما تنها حرفی بزنیم که مردم خوششان بیاید، خلاف تربیت است برخلاف دستگیری معرفتی، تربیتی و هدایتی است.

فعالیت در فضای مجازی به‌طور طبیعی شهرت به همراه می‌آورد این شهرت را خوب نمی‌دانید؟

شهرت از نظر من جلوه‌ای از جلوه‌های دنیا است دنیا جلوه‌هایی دارد: ثروت، ریاست، قدرت، لذت و شهرت و … .

به‌طور معمول در فضای مجازی دیده شدن هدف می‌شود که این بسیار خطرناک است پس اگر روحانی در فضای مجازی کاری می‌کند نباید هدف اصلی او دیده شدن، مشهور شدن، پول و هر چیز غیرخدا باشد، چرا که در این صورت برای به‌دست آوردن این چیزها انسان دست به هر جنایتی می‌زند.

بعد از معروف شدن باید مواظب آسیب‌های ناشی از شهرت باشد، یکی از آسیب‌های شهرت این است که طرف می‌خواهد به هر قیمتی جلب توجه کند این موضوع باعث می‌شود به حرف‌های باطل روی بیاورد حرف‌هایی که مردم خوششان بیاید اما دینی نیست.

فدایی فالورو و لایک نمی‌تواند حرف حق بزند

اینکه بگویند چه کسی گفته خدا ما را به جهنم می‌برد خدا مهربان است، کسی نیست که از او بپرسد، این صحبت را از کجا می‌گوید؟ آیا نماینده خدا هستی؟ مگر ما آخوندها نماینده خدا هستیم؟ اهل بیت(ع) نماینده خداوند بوده و  قرآن حرف خدا را می‌زند.

خود را فدای شهرت و فالورها کردن تباهی است

طلبه باید ببیند قرآن چه می‌گوید اینکه ما باب دل مردم حرف بزنیم و بگوییم هرچه دلت می‌خواهد گناه کن خدا مهربان است تا مردم خوششان بیاید و تعداد فالورها بالا برود، این خطرناک است، این یعنی من خود را فدای شهرت و فالورها می‌کنم ما باید به فکر دین و ایمان خودمان باشیم، بنابراین به هر قیمت مشهور شدن و فالوور جمع کردن آسیب‌زا است.

ورود به فضای مجازی نیازمند تغذیه معنوی است

با این همه خطرات چگونه وارد فضای مجازی شویم که آسیب نبینیم؟

باید با احتیاط وارد شویم به علاوه کسی که می‌خواهد وارد این فضا شود باید عبادت و معنویتش را بیشتر کند اصولا ارتباط بدون عبادت آسیب زاست.

قرآن که به پیامبر می‌گوید نماز شب را بخواند بعد از آن چند دلیل می‌آورد وقتی قرآن در آیه ۷ سوره مزمل به فواید نماز شب اشاره می‌کند و می فرماید« إِنَّ لَکَ فِی النَّهَارِ سَبْحًا طَوِیلًا ﴿۷﴾ » تو می‌خواهی بروی در جامعه ارتباط برقرار کنی نباید کم بیاوری ممکن است کسی ما را مسخره کند و یا کسی به گونه‌ای عمل می‌کند ما بلغزیم، ما باید با عبادت خود را تغذیه معنوی کنیم انرژی معنوی ذخیره کنم و در طی روز این‌ها را مصرف کنیم اگر کسی می‌خواهد برود در فضای مجازی و مشهور شود نباید از یاد مرگ فراموش کند، پیوسته از خودش مراقبت کند و نقد پذیر باشد اصلاً خودش را در معرض نقد بزرگان قرار دهد. بالاخره کسانی که از دور نگاه می‌کند چیزهایی را متوجه می‌شوند که خود انسان متوجه نمی‌شود.

سیستم آموزشی حوزه چقدر با این گفته‌ها هم راستا است؟ و شما در راستای افزایش ارتباط روحانیت با مردم چه می کنید؟

سیستم آموزشی حوزه یک گام‌هایی در این زمینه برداشته است اما جای بسیاری برای کار دارد، سیستم آموزشی حوزه بیشتر به علم می‌پردازد و این اشکال است علم لازم است اما کافی نیست ما در مدرسه حضرت مهدی (عج) بیشتر تاکید بر «تربیت جامع» داریم. کتابی با عنوان «الگوی تربیت جامع طلاب» چاپ کردیم و دقیقا مشخص کردیم که خروجی ما باید چه ویژگی داشته باشد، راهبردها و راهکارها را مشخص کردیم، در مدرسه حضرت مهدی (عج) ما بر علم، معنویت و اخلاق تاکید داریم.

در مدرسه حضرت مهدی (عج) طلبه‌ها با محتوای قرآن،  نهج‌البلاغه و صحیفه سجادیه انس می‌گیرند و برای اینکه متخلق باشند و در ارتباط اجتماعی قوی بار بیایند به طلبه توصیه می کنیم ماهی یک بار حداقل دعای مکارم اخلاق بخواند.

یکی دیگر از اقدامات ما برای تربیت طلبه‌ها تشویق و زمینه‌سازی برای ارتباط صحیح آنها با اجتماع است، البته ارتباط حساب شده و ایجاد میدان برای تمرین از اقداماتی است که برای تربیت اجتماعی طلبه‌ها در مدرسه حضرت مهدی(عج) صورت گرفته است.

اگر رویکرد ما ارتباط با مردم نباشد روحانیت از خدمت به‌مردم و دین محروم می‌شود طلبه‌ها زمانی پژوهش‌هایشان به روز می‌شود که به‌طور مستقیم با دردها درگیر شوند و در منابع که جستجو می‌کنند جواب آن سؤال‌ها را پیدا می‌کنند.

نکته‌ای در زمینه ارتباط مردم و روحانیت باقی مانده که بخواهید به آن اشاره کنید؟

روحانیان و مردم هرکدام با ذهنیتی یکدیگر را نگاه می‌کنند که این نگاه‌ها بیشتر سوءتفاهم است و افزایش ارتباط باعث کاهش این سوء تفاهم‌ها می‌شود فضای گفت‌وگوی آزاد را ایجاد کنیم یعنی اینکه فضایی ایجاد شود تا نظریات مختلف در کنار هم قرار بگیرد، این موضوع می‌تواند بسیاری از سوء تفاهم‌ها را رفع کند.

پاسخ دهید