اول؛ نگاه پدرانه به طلاب

مطابق فرمایش پیامبر اکرم مدیر که نقش اساسی در تعلیم و تربیت طلبه دارد، همچون پدر است. «الآباءُ ثَلاثَۀٌ: أبٌ وَلَّدَكَ، و أبٌ زَوَّجَكَ، و أبٌ عَلَّمَكَ» ( تحریر المواعظ العددیّه، ص 247) لذا باید با شفقت و خیرخواهی، در جهت حفاظت و بسترسازی برای رشد و تعالی و تسدید و ارشاد بکوشد.

در این فضا آموزۀ «كُوُنُوا دُعَاهً النَّاسِ بِغَیرِ اَلسِنَتِكُم» (بحارالانوار، ج۶۷، ص۳۰۹) تمرین و چشیده میشود و از حالتهای مختلفی مانند تواضع، ایثار، قاطعیت همراه با لینت، خشونت بر خواسته از رحمت، حلم و مدارا، حوصله و شرح صدر ـ كه همگی لازمۀ تربیت پدرانه است. بهره برده میشود. علاوه بر آنكه مدیر خواستههای روحی طلاب را برآورده میسازد، آنان را برای داشتن چنین روحیاتی در مواجهه با افراد جامعه و تربیت آنان آماده میسازد و مدیر، به‌صورت عملی حالت پدری نسبت به دیگران و مخصوصاً جوانان را، كه برای یك عالم ضروری است به طلاب انتقال میدهد.



دوم؛ ارتباط تنگاتنگ با طلاب

درگیریهای مختلف و مشغلههای گوناگون در ادارۀ مدرسه نباید مدیر را از رابطۀ صمیمی و آشنایی نزدیك با طلاب و حضور وی در میان آنان بهصورت جمعی و فردی بازدارد؛ چراکه هرگونه برنامهریزی باید با اشراف کامل بر وضعیت تک‌تک طلاب صورت گیرد. در این رابطه لازم است مدیر از وضعیت اخلاقی، علمی، اقتصادی و خانوادگی طلبهها مطلع باشد، چه اینكه همه اینها در تصمیمگیریها مؤثر است. در غیر این صورت چه‌بسا مدیر امید کاذب و خوشبینی مفرط داشته باشد و هنگامی به مشکلات پی ببرد که برای اقدام دیر است.

راهکارها:

1. حضور مستقیم در جریان پذیرش(1)

2. ارتباط درسی با طلاب

3. ارائه مشاوره‌های تحصیلی، خانوادگی و ازدواج به طلاب

4. تشكیل جلسات گفتگو با طلاب و شنیدن درد دلها، مشكلات، انتقادات و پیشنهادات

5. تعبیۀ صندوق انتقادات و پیشنهادات در مدرسه

6. صرف وقت برای نشست خصوصی با هر یك از طلاب و جویا شدن از احوال ایشان و وضعیت تحصیلی و... آنان.

7. هم‌غذا شدن و شركت در صرف غذای دسته‌جمعی(2)

8. حضور در وقتهای مختلف و غیر برنامه‌ریزی‌شده در زمانهای استراحت، مراسمات طلاب، گعدههای طلبگی و شبها به هنگام خواب.

9. حضور در اردوها و برنامههای تفریحی و ورزشی

10. خیرخواهی و گرهگشایی

11. عیادت به هنگام بیماری

12. زیارت و دیدار و سرکشی به منازل

-----------------------------------------

1. بسیاری از اطّلاعات در مورد طلاب در این مرحله به دست میآید؛ كه چه‌بسا بعدها به دست آوردن این اطلاعات به‌سادگی امکان‌پذیر نباشد.

2. لازم به تذكر است كه صرف غذا حتی‌المقدور هر سه وعده از طرف مدرسه بهصورت عمومی برگزار شود.


سوم؛ نظارت مستقیم و غیرمستقیم

درمان بسیاری از دردها و برطرف كردن مشكلات و سامان دادن هر امری، نیازمند اطّلاع و آشنایی با جوانب گوناگون آن امر است. این مسئله با نظارت مدام مدیر، میسور و ممكن است و اصل نظارت به خاطر پیچیدگیهای روحی و روانی انسان و حالتهای مختلف او باید به دو شیوه آشکار و پنهان صورت گیرد.

راهکارها:

1. حضور مستقیم مدیر و همکاران او در برنامههای مختلف مدرسه؛ همچون: نمازهای جماعت، مطالعۀ عمومی، صرف غذا، گعدهها و استراحتهای عمومی

2. شنیدن درد دلها و پرسش از احوال تک‌تک طلاب

3. حضور بی‌مقدمه و غیرقابل‌پیش‌بینی در ساعت‌های مختلف

4. سؤال و گزارش گرفتن از زیرمجموعۀ مدیریت

5. ارتباط با خانواده و دوستان نزدیک

باید توجه داشت که این امور با ایجاد فضای باز و صمیمی امکان‌پذیر است.



چهارم؛ تبیین و اقناع

باید توجه داشت بدون تبیین و اقناع نسبت به مبانی، رویکردها و قوانین، نمیتوان از طلاب انتظار همراهی و پیروی داشت. الزام و بازخواست بدون شفافسازی و تلاش برای اقناع فکری و قلبی نه‌تنها نتیجهبخش نیست، بلکه ایجاد موضع منفی میکند. چراکه «إِنَّ الْقَلْبَ إِذَا أُكْرِهَ عَمِی‏» (نهج‌البلاغه، حکمت 194)

راهکارها:

1. ارائه مبانی، رویکردها و مقررات به متقاضیان، قبل از ثبتنام و پذیرش

2. نصب مبانی و قوانین در محل قابل‌رؤیت طلاب

3. مرور مقررات در فواصل سال تحصیلی در جلسات عمومی

4. تبیین اهمیت و جایگاه و کارکرد هر علم توسط اساتید در ابتدای تدریس دروس

5. اهتمام مسئولین و اساتید به توضیح و تبیین و اقناع فردی طلاب در مورد سؤالات و ابهامات آنان

پنجم؛ تذکّر و یادآوری

ازآنجاکه تربیت امری تدریجی و زمان‌بر است باید برای ثمربخشی آن تذکّر و یادآوری مکرّر صورت گیرد و تا به نتیجه رسیدن موضوع، مجدانه پیگیری شود. در همین راستا بایستی راههایی برای تذکّر غیرمستقیم فراهم ساخت تا این تذکّر و یادآوری ملالآور نباشد. از سویی دیگر باید در عتاب و تنبیه نیز مراحل به ترتیب طی شود و از تنبیه و تذکّر قبل از اتمام‌حجت و قبل از زمینهسازی پرهیز شود.

راهکارها:

1. بسترسازی برای تذکّر غیرمستقیم با استفاده از تابلوها، سخنرانیهای اخلاقی عمومی و با استفاده از اساتید.

2. ایجاد فضای امربه‌معروف و نهی از منکر در بین خود طلاب با استفاده از تابلوی نگارش آزاد و جلسات مصابره گروهی (1)

3. طی مرحله مرحله تذکّرات مستقیم توسط مسئولین به ترتیب:

--------------• تذکّر مسئول (آموزش، پژوهش و فرهنگی)

--------------• تکرار تذکّر + تذکّر کتبی

--------------• ارجاع به مدیر و تذکّر شفاهی مدیر

--------------• اخذ تعهد از فرد خاطی توسط مدیر

--------------• ارجاع به شورای مدرسه

-----------------------------------------

1. در طرح مصابره، طلابِ یک کلاس یا پایه با یکدیگر قرارهای ثابتی میگذارند و به‌صورت هفتگی گفتگوهای اخلاقی و درسی دارند و برای بهتر شدن، همدیگر را یاری میکنند.

ششم؛ تغافل به جا

با رعایت اصول پیشین، مدیر از ضعفها آگاه میشود امّا بلافاصله نباید عکسالعمل نشان داد. غفلت مدیر خوب نیست؛ امّا تغافل شایسته است. «مِنْ أَشْرَفِ أَفْعَالِ الْكَرِيمِ غَفْلَتُهُ عَمَّا يَعْلَمُ»‏ (نهجالبلاغه،حکمت ۲۱۳) در پرتو این اصل، حریم مدیر و طلاب محفوظ میماند و درعین‌حال درجای خود بهصورت غیرمستقیم ضعفها درمان و مشکلات گوشزد و راهحلهای لازم بیان میگردد.

ایجاد فرصت برای جبران، درمان منطقی دردها و حل مشکلات به‌دوراز احساسات لحظهای و هیجانات زودگذر از نتایج این اصل است. بنابراین با این اصل دو فرصت ایجاد میشود یکی فرصت برای جبران از ناحیه طلاب و دیگری فرصت برای اتِّخاذ تصمیم درست از ناحیه مدیر.

علاوه بر آنکه در صورت عدم رعایت این اصل و شکسته شدن حریمها، انگیزه لازم برای خوب ماندن و اصلاح ضعیف میشود. باید توجه داشت که جایگاه تغافل درجایی است که نیازی به واکنش سریع و تصمیم لحظهای نباشد. بنابراین تغافل باید هدفمند و دارای حدومرز باشد.



هفتم؛ قاطعیت همراه با نرمش

در کنار اصول دیگری چون اصل تغافل، جریان این اصل در امر مدیریت باعث میشود همراه با جو صمیمی حاکم بر مدرسه، جدیت در امور بهصورت فرهنگ همگانی درآید، حریمها محفوظ بماند و تعادل در رفتارها و برخوردها صورت پذیرد و سوءاستفاده از نرمشها و مدارا کردنها و تغافلهای مدیر به حداقل خود برسد.

مدیر مدرسه باید حتی‌الامکان خشونت را آخرین راه‌حل بداند و آنگاه‌که تصمیم به خشونت گرفت آن را همراه با نرمش و لینت نماید. «وَاخلِط اَلشِّدَه بِضِغثٍ مِنَ اللِّین وَارفُق مَا کَانَ الرِفقُ اَرفَق وَ اعتَزِم بِالشِّدَه حِینَ لَا تُغنَی عَنکَ إلَّا اَلشِّدَه» ) نهج‌البلاغه، نامه 46.(«اَخِّرِ اَلشَّرَّ فَإنَّکَ إذا شِئتَ تَعَجَّلتَهُ» ) همان، نامه 31( از بیانات نورانی فوق استفاده میشود که خشونتها و قاطعیتهای جدی زمینه را برای موعظه پذیری اتِّعاظی که در بستر نرمش فراهم میگردد، آماده میسازد.

هشتم؛ تکریم و عزت بخشی به طلبه

تکریم و شخصیت دادن، یکی از کلیدی‎ترین عناصر تربیت است و ازآنجاکه طلاب ما جوان هستند، اهمیت مضاعف مییابد. تکریم موجب ایجاد و تقویت عزت درونی و غنای نفسانی و مناعت طبع در طلاب میشود. بدون شک طلبه تحقیرشده، بیشخصیت و توسریخور به درد فردای جامعه اسلامی نمی‎خورد. لذا باید به تکریم و شخصیت بخشیدن به طلاب اهتمام فراوان داشت.

راهکارها:

1. سپردن مدیریت و اجرای بسیاری از امور به طلاب

2. مشورت گرفتن و نظرخواهی از طلاب(1)

3. وضع برخی قوانین و مقررات به کمک خود طلاب مثل قوانین استفاده از تلفن همراه و قوانین خوابگاه

4. نظرخواهی از طلاب برای برنامهریزی امور؛ مثل زمان امتحانات داخلی و انتخاب برنامه کوهنوردی یا شنا

5. فرصت دادن برای نقد کردن و اظهارنظر به طلاب(2)

6. جلسه عمومی طلاب و مسئولین برای بیان نظرات ، انتقادات و پیشنهادات به مسئولین مدرسه به‌صورت منظم و همگانی

7. راهاندازی برد نقد با عنوان جذاب مثل «پا تو کفش»(3) برای نقد معضلات خود طلاب و حتی مسئولین و قوانین مدرسه

8. کتابخانه قفسه باز، تلویزیون آزاد، تلفن بدون قفل و فروشگاه بدون فروشنده در دسترس طلاب همراه با وضع قوانین. به‌نحوی‌که خود طلاب استفاده را مدیریت کنند و پول را در مکان مشخص‌شده بگذارند.(4)

9. آموزش مهارتها و توانمندیهای لازم برای طلبه(5)

10. تشویق طلاب به نگارش مقاله و کتاب و پیگیری برای چاپ آن

11. نمازخواندن مدیر و مسئولین پشت سر طلاب

12. ترویج و احترام به خود اظهاری طلاب در امور انضباطی(6)

13. توجیه‎های قوانین و مقررات به شکل قانع‌کننده و‎ جوانپسند

14. سرکشی دورهای از منزل طلاب(7)

15. پرهیز از نظارتهای کاملاً مستقیمِ منافی شأن طلاب(8)

16. پرهیز از قوانین سخت‌گیرانه منافی شأن طلاب مخصوصاً در امور آموزشی

17. تعلیم عملی عزت و کرامت نفس با پرهیز مدیر از بیان مشکلات مالی، موانع و ...

-----------------------------------------

1. حضرت ابراهیم وقتی می‎خواهد سر فرزندش را ببرد در راه خدا می‏گوید «قَالَ یَا بُنَیَّ إِنِّی أَرَى فِی الْمَنَامِ أَنِّی أَذْبَحُكَ فَانظُرْ مَاذَا تَرَى»، (سوره صافات، آیه ۱۰۲) می‎خواهد حکم خدا را اجرا بکند، ولی می‎گوید تو نظرت چیست، این همان تکریم است دیگر، بچه‏ها بال درمی‎آورند، برایشان خیلی جذبه دارد.

2. طلبه باید حر بار بیاید، نباید بترسد، باید باادب به او یاد بدهیم، اگر عیبش پیش ما آشکار نشود من چه جور درمان بکنم، باید میدان بدهم، عیبش درمان بشود، اگر میدان ندهیم عیب‎هایشان آشکار بشود، فکر می‎کنیم این‎ها خوب هستند، عیب‏هایشان کجا آشکار می‎شود؟ وقتیکه امام جماعت می‎شوند، وقتیکه روحانی حج می‎شوند، دیگر کار از کار گذشته و صاحب لحیه شده و درمان نمی‎شود، ما باید میدان درست بکنیم که عیبها آشکار بشوند و بعد برایش فکر بکنیم.

3. یعنی بچه‎ها قلم بزنید، پا تو کفش بکنید، پا تو کفش من، پا تو کفش رفیقت، پا تو کفش مسئولین. این میدان تمرین اخلاق هم می‎شود، در کنارش می‌گوییم انصاف داشته باشید، روش بیان این انتقاد اینطور نیست، روشش اینطور است، اصلاً خودش یک سوژه درست می‎شود برای تربیت.

4. اگر ما برای 100 هزار تومان به این طلبه اعتماد نکنم چطور میتوانیم فردا برای میلیاردها تومان اعتماد کنیم؟

5. این امر موجب افزایش اعتمادبه‌نفس و کرامت نفس طلبه میشود و مانع احساس خود کمتر بینی در مقابل دوستان و اقران او خواهد شد.

6. مثلاً اگر کسی غیبت داشته یا در ساعات درسی می‎خواهد برود خارج از مدرسه، خودش بنویسد من کجا می‏خواهم بروم و آیا خروج موجه هست یا خیر؟

7. چون می‏خواهیم به او شخصیت بدهیم، من گفتم این را من می‏خواهم جلوی خانواده‎اش عزیز کنم و محبوب بکنم.

8. مثل کنترل همه مدرسه با دوربین مداربسته.

نهم؛ تأنی و عدم شتابزدگی در امر تربیت

توجه به این نکته برای مدیر ضروری است که تربیت امری است تدریجی که با صبر، حلم، حوصله و مدارای مربی حاصل میشود. «...مَثَلُهُم فِی التَّورات وَمَثَلُهُم فِی الِانجِیل کَزَرعٍ أخرَجَ شَطئَهُ فآزَرَهُ فَاستَغلَظَ فَاستَویَ عَلَی سُوقِه...»( سوره فتح، آیه 29)

دهم؛ واقع‌نگری

توجه به واقعیتهای زندگی و شخصیتی هر فرد همچون استعدادهای خاص، بهرههای هوشی، ویژگیهای ذاتی و وراثتی، ویژگیهای تربیتی، مشكلات خانوادگی (فرهنگی و اقتصادی)، بحرانها و... در سه مقام تصمیم‌گیری، تكلیف و مؤاخذه.

این اصل با الهام از آیۀ «لَا یُكَلِّفُ الله نَفساً إلَّا وُسعَهَا» (سوره بقره، آیه ۲۸۶) و نظایر آن موردتوجه قرار میگیرد. ضمن اینكه نظام عادلانه در سیستم مدیریت و اجرای عدالت در سه مرحلۀ فوق‌الذکر به هنگام ضعف درسی یا اخلاقی بدون توجه به این اصل ممكن نیست.



یازدهم؛ بسترسازی برای انتخابگری آزادانه و آگاهانه

ازآنجایی‌که انسانیت و کرامت انسان وابسته به انتخاب اوست، برای او انتخاب بسیار اهمیت دارد. کاری که فرد خود انتخاب کند پای آن میایستد و در نقطه مقابل کاری که خود انتخاب نکند و از آن احساس تحمیل کند، منفور میشود. اگر بخواهیم به طلاب برنامهها را طوعاً انجام بدهند باید در آن مشارکت داشته باشند و اگر امری ضرورت دارد باید با تبیین و بصیرت دادن آن الزام را عاشقانه بپذیرند و الا آن برنامه نتیجه نخواهد داشت. «إِنَّ الْقَلْبَ إِذَا أُكْرِهَ عَمِی» (نهج‌البلاغه، حکمت 194)

لذا توجه به اصل انتخاب آزادانه با ایجاد قدرت انتخاب برای طلاب ضروری است. ایجاد زمینه برای انتخاب بهصورت تدریجی در حوزههایی مثل تنظیم و تقسیم اوقات شبانهروز، برنامهریزی مباحثات، انتخاب کلاسها و ... قابل‌برنامه‌ریزی است.

در ابتدای ورودِ طلاب، باید با بصیرت دادن به آنان از یکسو و جلوگیری از اتلاف وقت از سوی دیگر حداقل آزادی را فراهم نمود. این حوزه انتخاب بهتدریج وسیعتر میشود تا طلاب با رسیدن به استقلال و با تکیه بر انگیزه و عشق و با اعتماد به توانائیهای فردی بدون اجبار بتوانند مسیر تحصیلی خویش را پیدا کنند. علاوه بر اینکه لازم است میزان آزادیها با توجه به سن ورودی طلاب متفاوت باشد.

دوازدهم: تقسیم‌کارها میان مسئولان همراه با اهتمام به رشد و تربیت نیروهای زیردست

مدیریت صحیح امور نیازمند انضباط اداری است و این مهم با چارت تشکیلاتی و شرح وظایف و اختیارات محقق میشود که باوجودآن میتوان به تفویض امور پرداخت و در تمام مراحل اجرا نظارت داشت و از نیروها ارزشیابی کرد. «وَ اجْعَلْ لِكُلِّ إِنْسَانٍ مِنْ خَدَمِكَ عَمَلًا تَأْخُذُهُ بِهِ فَإِنَّهُ أَحْرَى أَلَّا یَتَوَاكَلُوا فِی خِدْمَتِك‏» (نهجالبلاغه، نامه ۲۴) و در این میان حمایت مالی از نیروها نیز ضروری است. «أَسْبِغْ‏ عَلَیْهِمُ الْأَرْزَاقَ فَإِنَّ ذَلِكَ قُوَّۀٌ لَهُمْ عَلَى اسْتِصْلَاحِ أَنْفُسِهِم» (همان. نامه ۵۳)



سیزدهم؛ استفاده از طلاب در مدیریت امور

مدیر مدرسه برای اینکه بتواند بر تمامی مواردِ زیرمجموعه خویش اشراف داشته و از حداقل فرصتها کمال استفاده را ببرد باید با نظارت، کارهایی را که میشود واگذار نمود (مخصوصاً در حوزه اجرایی) به طلاب واگذار نماید.(1)

راهکارها:

1. امور مدرسه قائم به فرد نخواهد بود و در پیشبرد تصمیمات و اقدامات مدرسه تأثیر فراوانی خواهد داشت.

2. طلاب نازپرورده نخواهند شد و همه‌چیز را حاضر و آماده نخواهند خواست.

3. طلاب خود را سهیم در ادارۀ امور مدرسه دانسته و در این زمینه احساس تکلیف و مسئولیت می‌کنند.

4. طلاب کار تشکیلاتی، گروهی، مدیریتی و ولایت‌پذیری را در عمل تمرین می‌کنند.

5. فعالیت‌ها برای طلاب درس‌خوان به‌مثابه زنگ تفریح طلاب خواهد بود و از علمزدگی جلوگیری می‌کند.

6. در سنین پایین‌تر این امر موجب دیده شدن و موردتوجه بودن می‌گردد. (خصوصاً برای طلاب ضعیف‌تر ازلحاظ درسی).

-----------------------------------------

1. امور قابل‌واگذاری به طلاب:

الف) آموزشی: ضبط و تهیه جزوه برای کلاسها، حضوروغیاب، مدیریت نظارت بر کتابخانه و ...

ب) خدماتی و بهداشتی: خرید نان، توزیع غذا و آماده نمودن مقدمات، انداختن و جمع‌کردن سفره و تنظیف محیط مدرسه و...

ج) فرهنگی: مقدمات برگزاری نماز جماعت، اذان و تعقیبات، سخنرانی بین الصلاتین، برگزاری مراسمات، مدیریت تابلوها، آماده‌سازی مناسبتی فضای مدرسه و...

چهاردهم؛ ارتباط مؤثر با خانوادههای طلاب

خانواده بهعنوان خاستگاه هر انسان و محل رشد او تأثیر بسزایی در شخصیت و شاکله او دارد؛ لذا ارتباط با ایشان به‌عنوان حامیان طلاب اهمیت فراوانی دارد.

ارتباط با خانواده طلاب میتواند به شناخت هرچه بیشتر از طلبه ازنظر فرهنگی و اقتصادی و ... منجر شود و در ضمن این ارتباط خانوادهها به اهمیت و جایگاه حوزه پی میبرند و در برابر ملامتها و وسوسهها واکسینه میشوند و از فرزندان و همسر خود حمایت بیشتری میکنند.

راهکارها:

1. دعوت از خانوادههای طلاب در مراسم افتتاحیه سال تحصیلی و تبیین ماهیت، مأموریت و اهمیت حوزه برای خانوادهها

2. دیدار مسئولان مدرسه با خانوادۀ طلاب با حضور در منازل آنان

3. دعوت از والدین و مطلع ساختن ایشان از وضعیت مدرسه (پیشرفتها و مشکلات) و نیز در جریان گذاشتن والدین از وضعیت درسی و روحی فرزندشان ونیز استماع پیشنهاد‌ها و نظرات ایشان

4. برنامههای منظم و هدفمند برای خانوادهها مثل برگزاری کلاسهای فرهنگی، تربیتی و اردوها و مراسمات ویژه برای اعضای خانواده طلاب بخصوص همسران طلاب متأهل

5. شرکت مسئولین در هیئات و جلسات مخصوص متأهلین